باز خوانی پرونده پارس شمالی از زاویه ای دیگر

بدضعیفمتوسطخوبعالی (5٫00 از 5)
Loading...

نوشته‏‎ رضا طاهری

با اجرای طرح‏های صنعت نفت و گاز، توسعه میدان پارس شمالی نیز در دستور کار شرکت ملی نفت ایران قرار گرفت. مناطقی در سواحل شهرستان‌های تنگستان، دشتی و دیر برای احداث تأسیسات در نظر گرفته شد؛ مناطقی نیز در استان هرمزگان مورد رایزنی قرار گرفت که با تلاش بوشهری‏ها[‌[۱]] در راستای علنی نمودن انتزاع بخش عسلویه از بوشهر و الحاق آن به فارس و فراهم ساختن امنیت جغرافیایی صنعت نفت و گاز و ضرورت یکپارچگی نهادهای سیاسی با جغرافیایی صنعتی سبب شد تمام جغرافیای این صنعت پس امکان‏سنجی در استان بوشهر جانمایی شود. [‌[۲]] در این مقاله کوشیده می‏شود پرونده این جانمایی بازخوانی شود و با نگاه به پارس‏جنوبی و تعامل و بهره‏وری استان‏های بوشهر و همسایه از صنایع گاز و نفت وپتروشیمی،   ناکارآمدی تعامل با صنعت نفت و توسعه متوازن استان بوشهر مورد بررسی قرار گیرد.

 

۱- مقدمه:

با شروع بحث پارس‏جنوبی بلافاصله پس از آغاز سرمایه‏گذاری‎ها تنش میان استان‏های همسایه برسر انتفاع بیش‏تر، از منافع آن آغاز شد. عسلویه اگر چه جزئی از شهرستان کنگان و استان بوشهر است؛ نقطه‏ی تلاقی سه استان بوشهر هرمزگان و فارس است. اولین اقدام در این زمینه تلاش مسئولین فارس برای تهیه سناریوی انتزاع عسلویه از بوشهر و الحاق آن به فارس بود. این سناریو واقعی یا غیر واقعی حساسیت زیادی را در بخش میانی و شمالی [‌[۳]]  استان بوشهر ایجاد کرد. پارس‏جنوبی که می‏تواند در صورت مدیریت علمی همه از آن منتفع شوند و دلیلی نداشت استان‏فارس به دنبال انتزاع جغرافیایی آن باشد. به ظاهر فاصله شهرهای مهر و لامرد استان فارس از نظر جغرافیایی به‎واسطه ایجاد بزرگراه‏ها به تاسیات پارس‏جنوبی و عسلویه نزدیک‏تر است تا فاصله شهرکنگان به عنوان مرکز شهرستان به عسلویه و فارس نیازی برای بهره‏برداری از این صنعت ملی نیازی به داشتن جغرافیای عسلویه ندارد. هرچند داشتن راه آزاد استان فارس به دریا می‏تواند مباحثی دیگر را برای این استان به ارمغان آورد. کوشش استان فارس در راستای بهره‏وری پارس جنوبی شک‏های گوناگونی جهت انتزاع عسلویه برانگیخت.[‌[۴]]  افتتاح جاده شیراز – جم- عسلویه بخش عمده‏ی منافع را به سمت فارس می‏برد. از طرفی کندی بوشهری‏ها در راه‏اندازی جاده‏ی بوشهر- عسلویه و عدم ایجاد زیرساخت‏های مناسب در بوشهر که پاسخگوی نیازهای پارس‏جنوبی باشد، ترس جدایی عسلویه از بوشهر را دائما گوشزد می‏کرد؛ هرچند پارس‏جنوبی تنها در عسلویه خلاصه نمی‏شد و بخش زیادی از پارس‏جنوبی در اطراف بخش مرکزی شهرستان کنگان و شهر کنگان می‏باشد. این قضیه گاهی ایجاد استان جدید جم وکنگان و لامرد و پارسیان را نیز در ذهن‏ها متبادر می‏ساخت.[‌[۵]]  این قضیه به علاوه استفاده از میدان گازی پارس‏شمالی که به دلایل مستقل بودن این منابع گازی و عدم ضرورت در برداشت فوری و سریع گاهی استفاده از آن را به سال‏های دورتر و گاهی جانمایی تأسیات آن را در نواحی غربی استان هرمزگان می‏دانستند، چانه‏زنی‏های مقامات استانی، نخبگان و مدیران اجرایی استان بوشهر را افزایش داد، تا با پی‏گیری‏های وزارت نفت جانمایی پارس‏شمالی همراه با امکان سنجی‏های محیط‏زیست در مکان فعلی (در استان بوشهر) مورد پذیرش واقع شود. [‌[۶]] و از نظر مدیریتی تابع سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس گردد. [‌[۷]]  البته هنوز جابه‏جایی جانمایی صورت گرفته توسط برخی از مدیران و مشاوران منطقه ویژه پیگیری می‏شود [‌[۸]]  و این سناریو قدیمی به دلایلی مورد توجه مقامات مردمی و استانی قرار می‏گیرد. [‌[۹]]

۲- استان بوشهر و میدان گازی پارس جنوبی و شمالی

۲-۱ میدان گازی پارس جنوبی

منطقه‏ ویژه اقتصادی پارس‏جنوبی نام یک منطقه گازی در خلیج‏فارس است که در سال ۱۳۷۷ عملیات اجرایی آن اغاز گردید. این منطقه گازی حوزه مشترکی میدان گازی پارس‏جنوبی یکی از بزرگ‏ترین منابع گازی جهان است که روی خط مرزی مشترک ایران و قطر در خلیج فارس قرار دارد و یکی از اصلی‌ترین منابع انرژی کشور به شمار می‌رود. قطر از سال۱۳۷۱  احداث زیربناهای لازم برای بهره‌برداری از این حوزه و صادرات گاز را آغاز کرده است. مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که سهم متعلق به ایران ۳۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. ذخیره گاز این بخش از میدان ۱۴ تریلیون متر مکعب گاز به همراه ۱۸ میلیارد بشکه میعانات گازی است که حدود ۸ درصد از کل گاز دنیا و نزدیک به نیمی از ذخایر گاز کشور را شامل می‌شود. توسعه میدان گازی پارس‎جنوبی به منظور تأمین تقاضای روبه رشد گاز طبیعی، تزریق به میادین نفتی، صادرات گاز و میعانات گازی به عنوان خوراک پتروشیمی صورت می‌پذیرد. بدین‌ترتیب بنادر عسلویه و کنگان در ۲۷۰ و ۲۰۰ کیلومتری جنوب شرقی بوشهر به عنوان منطقه ساحلی برای ایجاد تأسیسات خشکی و توسعه مرحله‌ای این میدان انتخاب شده‌اند. فازهای در حال توسعه میدان گازی پارس جنوبی عموماً مشتمل بر تأسیسات دریایی، خطوط انتقال تولیدات به خشکی، تأسیسات ساحلی، خطوط لوله انتقال گاز به شبکه‌های سراسری و همچنین تأسیسات صادراتی جهت صادرات میعانات گازی،LPG  و گوگرد می‌باشد. میدان پارس‏جنوبی صرفاً گاز نیست بلکه دارای لایه‏های نفتی نیز هست.

‌۲-۲میدان گازی پارس شمالی

میدان گازی پارس شمالی در ۱۲۰کیلومتری جنوب شرقی بوشهر در آب‌های نیلگون خلیج فارس به عمق ۰ تا ۳۳ متر به فاصله ۱۰ – ۱۵ کیلومتری از ساحل واقع شده‏است که این موضوع نشان دهنده فاصله اندک مخزن از ساحل است در حالی که مخزن میدان پارس جنوبی از ساحل آن حدود ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد. این میدان که در عمق ۴۰۰۰ متری زیر سطح دریا واقع شده است دارای مساحتی معادل ۲۱ در ۱۹ کیلومتر مربع ذخیره میدان بیش از ۶۰ تریلیون فوت مکعب است که ۷۲ درصد آن در مخزن بالائی به نام کنگان و دالان فوقانی و ۲۸ درصد بقیه ذخیره مخزن زیرین به نام دالان تحتانی است. اقدامات اکتشافی در این میدان از سال ۱۳۴۲ شمسی با انجام لرزه نگاری آغاز و اولین چاه اکتشافی آن در سال ۱۳۴۵ شمسی تکمیل گردید. اولین طراحی به منظور بهره برداری از این میدان در سال ۱۹۷۷ میلادی مورد تأیید واقع شد که پس از حفاری ۱۷ حلقه چاه و نصب ۲۶ عدد سکوی دریایی به دلیل وقوع انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی ادامه طرح متوقف شد. پس از پایان جنگ و آغاز سازندگی مدیران مربوطه بیشترین توجه خود را به پارس جنوبی که میدان مشترک با قطر است معطوف کردند، زیرا برداشت قطر از آن میدان با چنان سرعتی انجام می‏گرفت که نگرانی از مهاجرت گاز ایران به قطر را پیش کشید. به این دلیل تمام تلاش مسئولین به بهره برداری از پارس‏جنوبی معطوف شد تا اینکه در سال جاری و در ذیل تبصره یازده قانون بودجه طرح احیا میدان گازی پارس‏شمالی مجدداً مطرح شد. در این میان چین نیز با پیشنهاد ۳۵ میلیارد دلاری برای سرمایه اولیه توسعه پارس‏شمالی به میدان آمد. پیش‏بینی می‏شود که در پارس‏شمالی نیز ۱۴ فاز پالایشگاهی به مانند پارس‏جنوبی ایجاد شود. میدان پارس‏شمالی دارای نفت سنگین نیز هست.

‌شرکت‌هایی از هند و چین نیز علاقه خود را برای حضور در این میدان اعلام کرده‏اند، سیاست‌ها و اهداف پیش از سیاست جدید شرکت ملی نفت ایران برای تخصیص گاز این میدان به تولید LNG است، قرار بود گاز تولیدی میدان‏پارس شمالی برای صادرات از طریق خط لوله صلح به کشورهای پاکستان و هند ارسال شود درصورتی که خط لوله صلح تا پایان سال ۲۰۰۹ آماده نشود گاز پارس‏شمالی در داخل کشور به مصرف می‎رسد.

۳- تعامل استان بوشهر با نفت و گاز

به کنش‏ها و واکنش‏های درونی یک سامانه که بین مولفه‏های آن سامانه یا خارج آن سامانه رخ می‏دهد، تعامل می‏گویند. از این تعریف می‏توان دو نوع تعامل بین استان بوشهر با بخش نفت و گاز تصور نمود.

  1. تعامل به صورت مستقیم.
  2. تعامل به صورت غیر مستقیم (مستقل)

اگر تعامل استان بوشهر با صنعت نفت، گاز و پتروشیمی بر مبنای توسعه پایدار و متوازن شکل گیرد، می‏تواند حوزه‏های وسیعی همچون منابع انسانی، آموزش، بهداشت، امنیت، محیط زیست و … را در بر گیرد. این حوزه‏ها در دید علمی مورد علاقه و نیاز صنعت نفت نیز می‏باشد؛ با این همه تجربیات چندین ساله نشان داده‏است به دلایلی توسعه سریع‏تر و کم‏ دغدغه صنعت نفت علاقمند است که در حوزه خویش جزیره‏ای و اختیار تام داشته‏باشند و کوچک‏ترین علاقه‏ای به امور حوزه‏های پیرامونی خود ندارد.  فنس‏‎کشی نه تنها به عنوان مالکیت و جداسازی بازه‏های جغرافیایی در ذهنیت مدیران نفتی است، بلکه فنس‏کشی در جغرافیایی ذهنی مدیران نفتی نمونه بارز بی‏علاقگی صنعت نفت به تعامل با دنیای پیرامون است؛ این درحالی است که سند چشم‏انداز کشور اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی را نوید می‏دهد. در قالب این اصل علاوه بر مالکیت خصوصی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی در بخش صنایع پایین‏دستی، احتمالا در بخش صنایع بالادستی نیز قوانینی گنجانده خواهد شد که به جای مالکیت خصوصی این صنایع، مدیریت آن‏ها را خصوصی کنیم و صنعت نفت و گاز و پتروشیمی باید به عنوان یکی از صنایع مهم و بزرگ کشور  برای تغییرات جدید آمادگی لازم را داشته باشد.

نه این که این صنعت بی‏نیاز از تعامل باشد، در بخشی از این چالش‏ها، نیاز این صنعت به تعامل با استان برای رفع چالش آشکار می‏شود. به عنوان نمونه‏هایی از این مسائل می‏توان به مشکلات مربوط به منابع‏ انسانی و مسائل زیست محیطی و تملک اراضی اشاره نمود. حل و فصل این چالش‏ها بدون لحاظ کردن نقش و سهم مدیریت استان امکان پذیر نیست. و در این شرایط مدیریت استان در فرصت تعامل با صنعت نفت و گاز  پتروشیمی (پارس‏جنوبی و شمالی که در سازمان منطقه‏ویژه تعریف می‏شود). عمده انرژی خود را در جهت گرفتن و جذب منابع و امتیازات به صورت رابطه‏ای و رانتی گذاشته‏است و  ضوابط و قواعد اداری منظم ومنسجم و برنامه‌ای عملیاتی در مقیاس اقتصادی مناسب برای خلق پیوندهای پایدار و ثروت‌آفرین به‏گونه‌ای که بتواند مزیت‌های بالقوه موجود را عینیت بخشیده و بنای توسعه متوازن و درون‌زا و پایدار استان را پی‌ریزی نماید در دست ندارد. این در حالی است که عملا سازمان منطقه‏ویژه درحال حاضر نماینده تام الاختیار وزارت نفت و مدیریت یکپارچه منظقه ویژه اقتصادی انرزی پارس نیست؛[‌[۱۰]] و این تعامل و چانه‏زنی به نوعی نابرابر خواهد بود.

استقرار مجتمع‏های صنعتی بزرگ در یک منطقه معمولا باعث گسست و دوگانگی ساختاری و تکنولوژیک در منطقه می‌گردد.  و این قضیه در مورد صنایع مبتنی بر استخراج منابع طبیعی به ویژه منابع انرژی  بیش‏تر اتفاق می‏افتد. عواید حاصله از منابع انرژی هم ارزش با محصول نهائی نیست. اما ارزش اقتصادی حاصل از فعالیت‌هائی که به تولید محصولات نهایی صنعتی منجر می‌شوند، رانت نیست بلکه ارزش افزوده کالاهای واسطه‌ای و مواد خام و انرژی است که شدیداً وابسته به منابع انسانی و زیرساخت‌های منطقه است. از این‏رو شکل‌گیری این‏گونه فعالیت‌ها نه تنها اقتصاد بومی را دچار گسست و دوگانگی نمی‌سازد، بلکه منطقه را به‏طور طبیعی از مزیت‌ها و پیامدهای مثبت و پایدار خود بهره‌مندمی‌سازد. از این رو استقرار صنایع سنگین ضروزی است. از میان موضوعات و مقوله‌های متعدد تعامل و چانه زنی، همواره استقرار کریدور صنایع انرژی‌بر در استان بوشهر بوده است. از جمله این صنایع تولید محصولات فلزی (آلومینیوم، فولاد و کانی‌های غیرفلزی) می‌باشد. استان بوشهر در تأمین انرژی مورد نیاز این صنایع که عمدتاً گاز طبیعی می‌باشد و همچنین دسترسی به بازارهای بین‌المللی داری مزیت نسبی است هرچند از لحاظ زیرساخت‌های بندری و دسترسی به راه‌آهن در مقایسه با استان‌های مجاور وضعیت خوبی ندارد که این طرح با شکل‌گیری اولیه مجتمع صنایع انرژی‌بر در استان هرمزگان و با عنایت به ضرورت کلان‎ نگر تجمیع و اثرات صرفه‌جوئی‌های اقتصادی، ظرفیت و کشش بازار؛ دیگر احداث کریدور صنایع‏انرژی‌بر در استان بوشهر امری تقریباً محال است.

بحث تعامل استان با منطقه ویژه اقتصاد انرژی پارس همواره  یکی از دغدغه‌های مسئولان اجرائی و نمایندگان استان بوده‏است. هر بخشی از این مجموعه به تناسب موقعیت خود پیگیر دریافت سهمی شایسته از اثرات توسعه منطقه ویژه اقتصاد انرژی برای رونق استان بوده‏است که در جهت بهره‏وری از فرصت ایجاد شده در استان بوشهر معمولا  دو ریکرد ذیل  طی این سالیان مورد توجه بوده‎است:

۱-     دریافت درصدی از عواید منطقه ویژه برای رفع نیازهای اولیه و اساسی استان به اضافه سهمی از اشتغال

۲-     خلق فرصت‌های جدید و بهبود توان و ظرفیت تولیدی اشتغال‏زای بومی و پایدار

در رویکرد اول طی این سال‏ها بخشی از انرژی و توان مدیریت اجرایی استان  صرف امور ریز مقیاسی چون کمک‏های قطره چکانی و پرمنت و بسیارکم نفت، (خارج از سهم یک درصد با عنوان کمک‏های عام‏المنفعه سازمان منطقه ویژه) شد. تقسیم آن از دید مردمی که مستقیم‏تر در آسیب و زیان‏های زیست‏محیطی و اجتماعی عسلویه و کنگان بوده‏اند به‏صورت عادلانه نبوده‏است چرا که تقریبا سهمی برابر با‏ شهرستان‏های دیگر داشته‏اند، مردم کنگان که روستاهای اطرافشان چون تمبک و اختر که بزرگراه و تاسیسات خانه‏های کوچک آنان را بلعیده‏است[‌[۱۱]] به کوچ و شهرنشینی در کنگان دعوت می‏کردند این روزها که در سایت‏های خبری، خبرهای سال ۸۵ از آتش سوزی چاه‏های نفت در کنگان را  ضمن برشماری افتخارات صنعت نفت و آمادگی برای مهار لکه‏های نفتی در خلیج مکزیک می‏خوانند[‌[۱۲]] از خودشان می‎پرسند آیا این مسایل مدام اتفاق می‏افتد؟ چه خطرات جانی و آلودگی زیستی برایشان وجود دارد؟ با این همه آلودگی واتفاقات زیست‏محیطی و ماندن اجباری در کنار پروژه‏های ملی صنعت نفت چه منفعتی برای آنان دارد؟ چرا باید زیر ساخت‏های چون جاده کمربندی کنگان و اسکله تجاری و صیادی و بسیاری از پروژه‏های قول داده شده توسط سازمان منطقه‏ویژه توسط مدیریت جدید به کندی انجام شود یا به فراموشی سپرده شود.[‌[۱۳]] و با خویش زمزمه می‏کنند: دوردستان را به احسان یاد کردن همت است/ ورنه هر نخلی به پای خود ثمر می‏افکند. نگاهی به کمک‏های‏ عام‏المنفعه درسال‏های قبل این موضوع را آشکار می‏سازد. [‌[۱۴]] و در بخش اشتغال هم به علت مدیریت مستقل صنایع نفت و گاز و پتروشیمی منتظر دستور و ابلاغ مصوبه ریاست جمهوری ماندند که در حال حاضر به صورت کامل اجرا نشده‏است. [‌[۱۵]] و این مصوبه گونه‏ای از تعامل نیست. بلکه استفاده از ابزار قانونی قدرت ریاست جمهوری برای رسیدن به حق اشتغال منابع استانی استان بوشهر است.

متاسفانه با این نوع تفکر تعامل منطقه ویژه صندوق مالی محسوب شده و سازمان‏منطقه ویژه اقتصادی پارس از تفکر بومی ستیزی به بومی‏گریزی روی آورده‏است و گاهی هم به صورت کمیته امدادی به مردم استان نگاه می‏شود و مردم استان بوشهر نیز از عملکرد نفت در این استان رضایت خاطر ندارند. [‌[۱۶]]

در طی سال‏های حضور صنعت نفت در پارس جنوبی مدیران روستایی و شهری بخش عسلویه اوج تعامل سازمان منطقه‏ویژه با بخش عسلویه را در دوران مدیر عاملی آقای کرباسیان می‏دانند. آقای کرباسیان درپی ایجاد ضوابط قانویی برای توسعه استان بوشهر نبود و در مقیاس عسلویه و بیش‏تر به کمک‏های بخش فرهنگی و ورزشی و فعالیت‏های روزمره مردمی می‏اندیشید. [‌[۱۷]] بهترین تعامل علمی و عملی استان بوشهر با سازمان منطقه ویژه مختص دوران یکی دوساله  اولیه از مدیریت چهارساله دکتر رضوی مدیر عامل پیشین سازمان منطقه‏ویژه می‏باشد، این مدیریت در دو سال پایانی به علت روزمره‏گی، عدم نشاط مدیریتی و بالا رفتن سطح انتظارت مردمی، انجام نشدن برخی از شعارهای داده‏شده، کم‏کم موجبات نارضایتی مدیران اجرایی استان و مردم را فراهم ساخت.  مردم توقع روزهای پردرخشش‏تری را از سازمان منطقه ویژه را داشتند که با تعویض به جای صنعت نفت به این خواسته پرداخته شد، متاسفانه در این جابه‏جایی مدیر لایق و کارآمدی جهت انجام تعاملات صنعت نفت و پی‏گیری اهداف عالیه صنعت نفت به جای مدیر عامل پیشین گمارده نشد و این شک مدیران استانی را برانگیخت[‌[۱۸]]  تا جایی که در ماه‏های اولیه مدیریت مدیر عامل جدید، از ارتباط با مدیریت جدید سازمان که قبلا با نوع مدیریتی وی در نقطه‎ی دیگری از استان (پایانه‎های خارک) آشنا بودند سرباز ‏زدند. [‌[۱۹]]  مدیریت جدید به جای تعامل علمی و عملی به تعامل شعاری و انجام کارهای شتابزده غیر علمی (گاهی با تکیه بر شعارهای علمی) [‌[۲۰]] کارنامه درخشان و کوتاه مدت رضوی را پررنگ‏ترکرد تا جایی که این روزها از رضوی به عنوان لایق‏ترین و کاراترین مدیر نفتی در بوشهر یاد می‏شود که خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.

این روش از تعامل در بهترین وضعیت یعنی برخورداری از سهمی مناسب در امر پاسخگوئی به نیازهای خدماتی و نیروی انسانی به میزان و قدرت چانه‌زنی مقامات استان و ملاحظات اقتصادو مسایل سیاسی کشور بستگی دارد. در صورت ادامه‏ی تعامل به این شکل در آینده‌ای نه چندان دور رسیدن به حداقل‌های موجود نیز دور از انتظار خواهد بود.  در رویکرد دوم توسعه استان بوشهر، مدیریت برنامه‏ریز استان، تلاش جهت خلق فرصت‌های جدید و بهبود توان و ظرفیت تولیدی اشتغال‏زای بومی و پایدار و استقرار توازن  درزیر ساخت‏های اجتماعی و اقتصادی و صنعتی، را در سرلوحه کار خویش قطعا قرار خواهد داد. در انتخاب این گزینه برای توسعه استان بوشهر نیز باید گفت که بهره‏وری از جغرافیا و استعدادهای قبلی این استان با توجه به حضور صنعت نفت و تغییر جغرافیایی اقتصادی استان امکان‏پذیر نبوده و بدون هم‏اندیشی با صنعت نفت این مهم نیز چاره‏ساز نخواهد بود؛ به گونه‏ای که باید گفت چراغ توسعه‏استان بوشهر با صنعت نفت افروخته می‏شود اما این شرط کافی برای توسعه پایدار در منطقه نخواهد بود.

۴-  روند توسعه صنعت ومعدن در استان بوشهر و استان‏های همجوار

استان بوشهر به دلیل دارا بودن موقعیت استراتژیک در خلیج فارس و ذخایر هیدروکربنی (نفت خام و گاز طبیعی) در خشکی و فراساحل، دارای اهمیت فوق العاده‏ای در بخش نفت، گاز و پتروشیمی در سطح کشور، منطقه و حتی جهان می‏باشد. وجود میادین نفتی در مناطق خشکی و فراساحل، احداث تأسیسات شاهراه خطوط لوله و تلمبه خانه انتقال نفت صادراتی در بندر گناوه، همچنین اسکله‏های صادرات نفت خام در جزیره خارک موجب شده تا استان بوشهر از نیم قرن پیش تا کنون به عنوان یک نقطه اصلی و حیاتی تولید و صادرات نفت خام فعالیت نماید. هم اکنون، عمده نفت خام تولیدی در مناطق خشکی و فلات قاره استان‏های خوزستان، کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر از طریق خطوط لوله به بندر گناوه منتقل می‏شود و از آن‏جا به جزیره خارک جهت بارگیری و صادرات از طریق بزرگ‏ترین اسکله‏های صادراتی نفت خام جهان واقع در این جزیره ارسال می‏گردد. منطقه نفتی بهرگان واقع در استان بوشهر، قدیمی‎ترین منطقه نفتی دریایی ایران است. استان بوشهر با توجه به استعدادهای جغرافیایی و منابع استانی با توسعه یکپارچه و متوازن در ارتقاء و آبادانی در ایران می‏کوشد و عدم بهره‏برداری صحیح از منابع و استعدادهای استانی سبب ظلم در حق استان بوشهر و دیگر شهروندان ایرانی است.

۴-۱  توسعه صنعتی استان هرمزگان

استان هرمزگان به لحاظ موقعیت جغرافیائی و شرایط اقلیمی و ساختار زمین شناسی پتانسیل‏های بالقوه‏ای در بخش صنعتی و معدنی دارا می‏باشد. ایجاد یک مجتمع بزرگ صنعتی با ارزش افزوده و اشتغال‌زائی بالا و پایدار در استان هرمزگان بر پایه توسعه منطقه ویژه اقتصاد انرژی پارس بعنوان تأمین کننده نیاز اصلی مجتمع مزبور، تحولی که می‌رود زنجیره تمدن صنعتی در جنوب کشور را تکمیل نماید. [‌[۲۱]]  سیاست‌گذاران بخش صنعت کشور به سه دلیل این منطقه را برای ایجاد و توسعه مجموعه صنایع فوق انتخاب نموده‌اند: تولید فلزات با حداقل قیمت تمام‌شده به دلیل برخورداری استان هرمزگان از زیرساخت‌های مناسب از جمله دسترسی به راه‌آهن سراسری،  بنادر مجهز با ظرفیت بالا،  نیروگاه و پالایشگاه. ضرورت تجمیع کارخانجات مربوط به صنایع فلزی (فولاد و آلومینیوم) و صنایع معدنی به عنوان یکی از سیاست‌های کلان صنعتی کشور.

 

۴-۳ توسعه صنعتی استان فارس

ایجاد منطقه ویژه صنایع انرژی بر در منطقه مهر و لامرد استان فارس لامرد یکی از محروم‏ترین نقاط کشور و استان فارس در قبل و اوایل انقلاب بود به تصویب دولت رسید و زمین آن نیز تحویل وزارت صنایع شد. با استقرار صنایع بزرگ در این منطقه و ایجاد زیرساخت‏های توسعه در آن، در حال تبدیل به یک منطقه بزرگ صنعتی در جنوب کشور می‏باشد. یکی از مهم ترین امتیازات برون منطقه‏ای آن، نزدیکی به پارس‏جنوبی است که سرمایه گذاری و توجه دولت به عسلویه اثرات مستقیمی روی توسعه منطقه مهر و لامرد نیز گذاشته است. [‌[۲۲]] زمین آن به مساحت ۱۰ هزار هکتار تحویل وزارت صنایع شد. این منطقه ویژه توان تولید سالانه ۱۰ میلیون تن فولاد ۱ میلیون تن آلومینیوم و ۱۰ میلیون تن سیمان را دارد با این اقدام ۵۰ هزار فرصت شغلی مستقیم و ۲۰۰ هزار فرصت شغلی غیرمستقیم در این منطقه ایجاد خواهد شد.از طرفی استان فارس با توسعه سه میدان نفتی، تکمیل پالایشگاه پارسیان، آغاز عملیات اجرایی هفت واحد پتروشیمی، ساخت پالایشگاه پارس و احداث ساختمان دانشکده مهندسی شیمی نفت و گاز، به قطب انرژی تبدیل می شود؛ و باید اضافه کرد؛ احداث مرکز رشد علم و فناوری گاز در محدوده پارک علم و فناوری استان فارس که همین امسال کلنگ ساختمان آن با حضور مقامات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به زمین زده شد. در دوراول سفرهای استانی هیئت دولت به استان فارس، از سوی رئیس جمهورو مسئولان این وعده داده شده است که با توسعه میادین نفتی، ساخت پالایشکاه های نفت، گاز و واحدهای پتروشیمی، این استان به قطب انرژی کشور تبدیل شود. [‌[۲۳]] و با گذشت بیش از دو سال نشان از یک اراده قوی و عزم همگانی اعم از دولت، مسئولان وزارتی و نیز مسئولان استانی در جهت اهدافی است که مسئولان استانی به دنبال آن بوده و هستند. وزارت نفت اعتبارات تکلیفی دولت در سفر استانی برای اجرای عملیات فوق را تامین کرده‎است.

۵-  نتیجه گیری:

در پروژه‏های بزرگ امری طبیعی است که خیلی از مسائل فراموش وفدا شوند و درپروژه‏های نفتی نیز نکات مثبت و منفی زیادی به چشم می‏‏خورد. صنعت‏ها و پروژه‏ها، جهت ایجاد تاسیسات خود باید دوشرط اساسی را مد نظر داشته‏باشند یکی ارزیابی مطالعات استراتژیک زیست محیطی و دیگری مطالعات اجتماعی فرهنگی.

در حال حاضر در بخش زیست محیطی عسلویه در رده آلوده‌ترین مناطق زمین در آستانه نابودی قرار دارد. منطقه حفاظت شده نایبند در حال ویرانی است. تخلیه پساب‌ها و مجرای خروجی و آب‌های خنک کننده تأسیسات مستقیما وارد محیط زیست شده و باعث بر هم زدن نظم و تعادل اکولوژیک منطقه آبی می‌شود. وجود بیش از ۴۵ مشعل روشن در فازهای ۱۰ گانه و مجتمع‌های پتروشیمی که علاوه بر دود و بوی گاز، مواد شیمیای بسیار خطرناکی همچون اوره و آمونیاک را در آسمان پخش می‌کند. ذرات معلق گوگرد در کنار جاده و اطراف پالایشگاه تنفس را مشکل‏دار می‏سازد.در بخش اجتماعی و اقتصادی نیز  با اجرای پروژه‏های صنعت نفت، بازنگری دریانوردی استان بوشهر به خصوص در بخش بازرگانی و تجارت دریایی و نقش ماهی‏گیری در اشتغال مردم استان بوشهر ضروری به نظر می‏رسد. درحال حاضر این بخش در حال رکود است و در بخش دریانوردی و فعال سازی تجارت وبازرگانی نیازمند به این است که مدیریت کلان کشور استراتژی مشخصی را برای به حداکثر رساندن بازدهی امکانات جغرافیایی از راه ارتباط دادن دریای خزر به خلیج فارس به اجرا بگذارند. به این معنا که با مشارکت دادن کشورهای شمال ایران در خلیج فارس بر حضور کشورهای غیر عرب ذینفع در خلیج‏فارس و افزایش امنیت خلیج فارس به واسطه مشارکت بیش‏تر بیافزایند و امکان دسترسی و مشارکت مستقیم آنان در خلیج فارس را  ایجاد نمایند. با اجرای پروژه پارس‏شمالی و جنوبی قطعا تاثیرات مستقیم بر منابع آب بخش میانی استان بوشهر وکم‏شدن زمین‏های کشاورزی و کوچ نیروی انسانی به سمت صنعت وخدمات‏رسانی به بخش صنعتی اتفاق خواهد افتاد و تاثیراتی بر کشاوزی استان خواهد گذاشت که ضروت نگاه به این بخش از مهم‏ترین تعاملات استان بوشهر با صنعت نفت در حال حاضرخواهد بود.

بخشی از راهکارهای توسعه‏متوازن صنعت نفت در بوشهر:

-احداث مجتمع بندری برای استفاده صنایع زیر مجموعه نفت و بازرگانی مردم بوشهر در محدوده پارس‎شمالی.
-ایجاد فرودگاه در محدوده پارس شمالی با جانمایی مفید برای استفاده همگانی و نزدیک به مرکز استان.
-ایجاد بندرصیادی مردمی در حاشیه پارس شمالی.
-حفاظت از نقاط محیط‏زیست و پالایش هوای مناطق‏آلوده مسکونی حاشیه‏ای پارس‏جنوبی و شمالی.
-تبدیل بوشهر به قطب علمی و پژوهشی نفت.
-احداث بیمارستان بزرگ و مجهز در بخش میانی استان.
-مطالعات آمایش حوزه نفوذ پارس شمالی و جنوبی.
-خلق فرصت‌های جدید اشتغال پایداردر منطقه‏.
-ایجاد نقاطی در استان بوشهر جهت قطب‏ گردشکری.
-احداث پروژه‏های اتوبان و راه آهن مورد نیاز استان.

بدیهی است اگر مدیریت استان بوشهر بخواهد شرایط بهره‌گیری کارآمد و پایدار از فرصت تاریخی موجود را فراهم سازد، ‌باید میان مجتمع عظیم پارس و فعالیت‌های استانی پیوند‌های چندسویه و فیزیکی و واقعی ایجاد نماید، به عبارتی دیگر به جای پرداختن به تعامل و چانه‏زنی برای اخذ کمک‏های کم و کوتاه مدت به توسعه موزون و یکپارچه را مدنظر قرار دهد. در تحقق این مهم بیش از هر چیزی به آموزش، مدیریت علمی توانمندی‌های انسانی و مادی استان و همچنین شناخت و درک صحیح از زمان نیازمند است. درغیراین صورت در اثر گذشت زمان به جز عوارض زیانبار زیست‌ محیطی ناشی از توسعه‏ی فعالیت‏ها و احساس بی‏عدالتی و نارضایتی در استان و کوچ و ترکیب ناموزن جمعیت حاشیه خلیج‏فارس و تضعیف خلیج فارس در آینده‏ای نه چندان دور که دور شکوهمندی صنعت نفت به پایان می‏رسد و از رونق افتادگی تجارت و بازرگانی و کارگاه‏های کوچک تولیدی محلی، در کنار پروژه‏های ملی چون پارس‏جنوبی و شمالی نصیب‌مان نمی‌گردد.

رضا طاهری

 

توضیحات و منابع:


[۱]ـمتن نامه نماینده دیر کنگان و جم به استاندار بوشهر … موضوع پارس شمالی و محل اجرای آن هر چند گاهی با رواج شایعات مختلف، نگرانی مردم شریف شهرستان دیر را موجب می گردد… حساسیت و نگرانی بحق اهالی شریف آن شهرستان که با حمایت مسئولین، شوراهای اسلامی شهر و روستا و امام جمعه محترم دیر همراه است، با پاسخ کتبی وزیر محترم نفت به تذکر اینجانب در صحن علنی مجلس به شماره ۲۰۹۱۰۲۷/۱ م ت مورخ ۲۰/۳/۸۵ طرح‏ها و پالایشگاه‏های پارس شمالی در حد فاصل بردخون کهنه و شبیرم در سواحل شهرستان دیر و حضور حضرتعالی در جمع مردم بندر دیر و قول مساعدتان در مورد عدم انتقال محل اجرای تاسیسات، دفاتر و مراکز پشتیبانی از شهرستان دیر، آرام و خاموش شد. مع الاسف مجددا با انتشار شایعه‏ای دیگر این روزها فضای شهرستان ملتهب ،و تجمعات مردمی در مقابل فرمانداری شهرستان دیر و دفتر امام جمعه محترم آن شهر، که با درایت و تدابیر اندیشمندانه آقای حسینی فعلا پایان یافته است، احتمال بروز هرگونه تنش‏های احتمالی و ناآرامی را در شهرستان دیر متصور می‏سازد…    تاریخ انتشار: ۶/۴/۸۶[۲]ـ موسی سوری با بیان این که الحاق محدوده پارس شمالی به پارس جنوبی در جلسه ۲۸بهمن ماه سال گذشته هیئت وزیران به تصویب رسیده است، افزود: این مصوبه در ۲۳ اسفند ماه از سوی معاون اول رییس جمهوری به وزارتخانه های نفت، کشور و جهاد کشاورزی، همچنین به سازمان حفاظت محیط زیست ابلاغ شده است.وی افزود: با صدور این مجوز قانونی (مصوبه دولت) فرایند تامین زمین برای طرح های صنعت نفت کشور و تسریع در روند توسعه اقتصادی منطقه فراهم شده و با شمول قوانین و مقررات مناطق ویژه، شرکت های فعال در این منطقه از تسهیلات قانونی برخوردار خواهند شد. بر اساس مصوبه یاد شده هرگونه اقدام در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس پس از انجام مطالعات زیست محیطی و رعایت کامل نتایج مطالعات مذکور و سایر قوانین و مقررات زیست محیطی و حفظ منابع طبیعی صورت می‏گیرد. با ادغام دو منطقه پارس شمالی و پارس جنوبی، وسعت کل منطقه اقتصادی انرژی پارس شامل منطقه پارس ۱ (پارس جنوبی)، پارس ۲ (پارس کنگان) و پارس ۳ (پارس شمالی) به ۴۶ هزار هکتار بالغ شده است.  تاریخ انتشار: ۸/۱/۸۹

[۳]ـ. تفکر و چاره‏اندیشی برای انتفاع از ایجاد  تاسیات نفت و گاز عسلویه در بخش میانی و شمالی استان همواره چشمگیرتر بوده‏است. مردم عسلویه آمادگی رویارویی با صنعت تازه وارد را نداشتند و در شروع احداث تاسیسات بیش‏تر به  جابه‏جایی مکان زندگی، تغییرات شغلی و مسایل املاک و تغیرات فرهنگی اجتماعی خویش می‏اندیشیدند و در این ایام در فکر انتزاع یا حتا تحکیم پیوند با استان بوشهر نبودند چرا که مهم‏ترین دغدغه عسلویه ماندن در خاک عسلویه بود و تعامل با نفت بر ماندگاری در عسلویه، نخل‏تقی و بیدخون. البته قصد این مقاله جداسازی و تفکیک مردم استان بوشهر نیست چرا که در یک بازه جغرافیای سیاسی قرار گرفتن ضرورتا همبستگی و همفکری می‏آورد و  تلاش‏های بخش شمالی و میانی استان بوشهر  برای پیشبرد صنعت نفت در عسلویه و بهره‏بری استان بوشهر در این قضیه به هیچ وجه منفی یا نادیده نمی‏انگارد.

[۴]ـ متن نامه نماینده دیر کنگان و جم به هفته نامه نصیر برای رفع اتهام از ایشان در خصوص پی‏گیری انتزاع عسلویه… انتزاع عسلویه از استان بوشهر و الحاق آن به استان فارس، پیش از این با موضع شجاعانه و هوشمندانه ی مردم و مسؤولین استان، مختومه و مدفون شده و مطرح کردن آن توسط هر شخصی و در هر جایگاه و نظامی، کاری به دور از تفکر و تعقل خواهد بود. موضوع صحبت های استاندار محترم فارس نیز بحث سرمایه‏گذاری، ارتباط و تعامل با استان بوشهر بوده و در سخنان ایشان موضوع الحاق عسلویه به فارس مطرح نشده‏است. از آن جا که وظیفه ی بنده، سایر نمایندگان استان و همه‏ی مسؤولین بوشهر این است که از سرمایه‏گذاری در عسلویه و بوشهر استقبال نماییم …  ( یکشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۴ – نصیر جنوب شماره ۳۲۰)

[۵]ـ استان پارسیان از شایعه تا واقعیت  تاریخ انتشار: ۳۰/۱/۸۶

[۶]ـ فاطمه واعظ جوادی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور که به همراه وزیر نفت و مقامات محلی استان بوشهر در جریان بازدید از مناطق پارس‏شمالی و پروژه‏های منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس: … تلاش سازمان حفاظت محیط زیست این است که توسعه میدان گازی پارس شمالی منجر به تخریب طبیعت و پیامدهای مخرب زیست محیطی نشود… عمده هدف ما از این سفر مکان یابی پارس شمالی است و باور مسؤولان سازمان حفاظت محیط زیست این است که اگر مکان یابی این منطقه بر اساس اصول کارشناسی صورت نگیرد محیط زیست محدوده پارس شمالی با خطر مواجه می‏شود … از نظر محیط زیست میزان فضای سبز و ایجاد تصفیه خانه فاضلاب در عسلویه نیازمند گسترش و تقویت است و در این مورد با وزارت نفت وارد تعامل خواهیم شد.  تاریخ انتشار: ۲۱/۸/۸۵

[۷]ـ نخبگان ومدیران اجرایی استان بوشهر همواره در نظر داشته‏اند که حق و حقوق مردمی و رسیدن به آن، منافع ملی را کمرنگ نکند و از آن‏جا که تقسیم شرکت‏های بزرگ به کوچک‏تر در این مورد موجب کاهش اختیارات این سازمان و  در نهایت کندی در اجرای پروژه ملی می‏شد، قصد کم اختیار کردن سازمان‏های نفتی با تقسیم بازه‏های جغرافیایی یا سازمان‏های موازی و سنگ اندازی در مسیر مدیریت یکپارچه را نداشتند از این رو هیچ وقت برای چانه‏زنی راحت‏تر به فکر داشتن دو مدیریت پارس شمالی و جنوبی به صورت تفکیکی نبودند.

[۸]ـ در جلسه شرکت مشاور رهشهر در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، مدیرعامل شرکت رهشهر گفته است هنوز زمان برای انتقال بخشی از تاسیسات پارس کنگان و پارس شمالی به هرمزگان از دست نرفته و رضایت استاندار هرمزگان جلب شده است.

تاریخ انتشار: ۲۳/۲/۸۹

به ظاهر مدیرعامل منطقه ویژه در پی جذب این شرکت از کار برکنار شده (رهشهر) می‏باشد. شایعات ایجاد شده دلیل پافشاری این شرکت مشاوره‎‏ای برای انتقال تاسیات پارس‎شمالی به پارسیان را، خرید زمین‏های اطراف مقام و نخیلو می‏دانند.

[۹]ـ نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر در خصوص انتزاع عسلویه و اتمام این بحث قدیمی می‏گوید: تا من هستم محال است یک وجب از خاک استان بوشهر جدا شود و همه مسئولین هم بدانند ومیدانند و هیچ کس جرأت بیان آن را ندارد و هرکس می خواهد باشد چه نماینده مجلس باشد و چه مسئول باشد و هرکس غیر از ولایت امر چنین چیزی بگوید با مقاومت شدید من مواجه خواهد شد.  تاریخ انتشار:  ۲۸/۲/۸۹

[۱۰]ـ مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس: اکنون مدیریت در این منطقه از طرف شرکت‏های مختلف و به‏صورت جزیره‏ای و موازی صورت می‏گیرد که به منظور بهره‏وری بیش‏تر باید یکپارچه شود.  تاریخ انتشار:  ۱۳/۲/۸۹

[۱۱]ـ بزرگراه/ از روی استخوان‏های خانه‏ی ما می‎‏گذشت/ بلدوزرها با دندان‏های براق‏شان/ خانه‏ها را می‏جویدند و پیش می‎آمدند/ والدین ما / با کاغذهای که به دستشان داده بودند/ درجاهای دیگر شهر، خانه‏های بهتری خریدند/ اما ما هیچ گاه نتوانستیم/ برای خودمان خاطره‏های بهتری بخریم/ حتا حالا که با ماشین‏های شخصی‏مان/ از بزرگراه می‏گذریم/ و به آهنگ‏های قدیمی گوش می‏کنیم/ شعر از دفتر شعر خرده ریزخاطره‏ها حافظ موسوی.

[۱۲]ـ نفت نیوز در مطلبی تحت عنوان افتخار آفرینان صنعت نفت را تخریب نکنید جوابیه سایت خبری رجا نیوز با مطلب شرکت نفت ایران خلیج مکزیک را رها کند، نفت شهر را بچسبد می‏نویسد: در ارتباط با چاه شماره ۲۳ کنگان عنوان شده بود که کارشناسان شرکت ملی حفاری ایران درعملیات مهار چاه مذکور با تزریق سیمان فله ای موجب عقیم شدن چاه شده‏اند! در این رابطه لازم است توضیحات زیر را ارائه نمود لوله جداری (کیسینگ) چاه کنگان ۲۳ بر اثر رانش زمین جابجا شده و دچار شکستگی گردید و متعاقب آن گاز به سطح زمین نشت کرده که به دلیل فشار بالای گاز و پرتاب سنگ از حفرة ایجاد شده چاه دچار آتش سوزی گردید. پس از بررسی‏های کارشناسی، بهترین روش برای مهار آتش و کنترل فوران چاه کنگان ۲۳ استقرار دو دکل حفاری و حفر چاه‎های انحرافی در دستور کار قرار گرفت. در همین راستا طی ۲۱ روز تلاش شبانه‏روزی کارشناسان صنعت نفت با یک کار گروهی و همدلی و همسویی مثال زدنی، با تزریق آب در مخزن بوسیله پمپ تراک چاه مذکور مهار و کنترل گردید و به منظور ایمن سازی چاه پس از مهار آن پلاک سیمانی درون لوله جداری گذاشته شد و اصلا در مهار این چاه از روش تزریق سیمان استفاد نشد و هم اکنون ازهمان محل میدان چاه کنگان ۲۳ از طریق دو حلقه چاه (کنگان ۲۳ الف و ب) کار تولید و بهره‏برداری از مخزن جریان دارد و این در شرایطی است که زمان پیشنهادی برای عملیات مهار چاه مذکور از سوی شرکت‏های خارجی حداقل شش ماه اعلام شده بود، ضمن اینکه حضور خود را منوط به درخواست رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران کرده بودند.

[۱۳]ـ رئیس شورای شهر عسلویه می‏گوید: هیچ کدام از وعده‌هایی که روزهای ابتدایی جناب سوری (مدیر عامل منطقه ویژه) به اهالی منطقه عسلویه داده بود، تاکنون جامه عمل نپوشیده است و مردم هر روز در انتظار هستند تا این وعده‌ها عملی شوند که به نظر می‌رسد امری غیر ممکن است.

تاریخ انتشار:۱۹/۳/۸۹

[۱۴]ـ  کارنامه سازمان اقتصادی انرژی منطقه پارس ۸۸ – ۸۴٫ چاپ روابط عمومی سازمان منطقه ویژه.

[۱۵]ـ مصوبه اشتغال۵۰ درصدی نیروهای بومی در پارس جنوبی که در دور اول سفر استانی هیئت دولت به تصویب رسید هنوز محقق نشده‏است و از این شعار برخی مدیران پارس جنوبی  برای پوشاندن ضعف‏های مدیریتی خود استفاده برده اند و از تحقق این شعار و یا انتقاد از عدم تحقق آن سخن می‏گویند. سوری مدیر عامل پارس جنوبی در مصاحبه با هفته‏نامه مشعل نشریه کارکنان صنعت نفت، شماره ۴۹۸ مورخ ۳۰/۳/۸۹ می‏گوید: ۳۹ درصد از کل شاغلان در عسلویه و ۳۴ درصد از شاغلان سازمان منطقه ویژه بومی هستند. وی اظهار خوشبختی می‏کند که ۹ درصد نسبت به قبل این آمار بهبود یافته است.

[۱۶]ـ جلالیان نماینده دیر، کنگان و جم در مجلس شورای اسلامی: … سهم استان بوشهر را از درآمد ملی بسیار ناچیز دانست و گفت: این در حالی است که منابع درآمدزای بسیاری در استان وجود دارد ولی درآمدها با داشته‎هایمان برابر نیست و این عدم تعادل، تمامی محاسبات را بهم ریخته است. درصد ساکنان استان بوشهر از تعامل صنایع نفت و گاز استان در روند توسعه بوشهر رضایت نداشته و معتقدند ما برای نفتی ها میزبان خوبی بوده، اما آنها برای بوشهر میهمان خوبی نیستند…  تاریخ انتشار:۱۲/۴/۸۹

فرماندار کنگان همچنین خواستار کمک بیشتر سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به شهرستان کنگان شد و اضافه کرد: مردم کنگان انتظار دارند که کمبودهای شهرستان با همکاری منطقه ویژه برطرف شود که با وجود برخی اقدامات که صورت گرفته به نظر می‌رسد‌ کمک‌های صورت گرفته کافی نیست و مشکلات مردم همچنان پابرجاست.

[17]ـ در این خصوص رئیس شورای شهر عسلویه می‏گوید: اکنون هیچ کدام از مدیران عامل پارس جنوبی با مسئولان شهرعسلویه تعامل خوبی نداشته‌اند و در حقیقت بیشترین ضرر را مردم عسلویه می‌کنند و هیچ کس هم صدای مردم را نشنیده است. … به مدیرعامل فعلی پارس جنوبی نمره صفر می‌دهیم، از رضوی (مدیر عامل سابق پارس جنوبی) نیز راضی نبودیم و به کرباسیان(مدیر عامل اسبق پارس جنوبی) نیز نمره ۱۵ می‌دهیم. نمره عملکرد سوری درپارس جنوبی صفر است… مدیرعامل منطقه ویژه به وعده‌هایش عمل نکرده‎است. تاریخ انتشار:۱۹/۳/۸۹

فرماندار کنگان همچنین خواستار کمک بیشتر سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به شهرستان کنگان شد و اضافه کرد: مردم کنگان انتظار دارند که کمبودهای شهرستان با همکاری منطقه ویژه برطرف شود که با وجود برخی اقدامات که صورت گرفته به نظر می‌رسد‌ کمک‌های صورت گرفته کافی نیست و مشکلات مردم همچنان پابرجاست.

[18]ـ … تنها مدیرکل بوشهری که در مراسم تودیع و معارفه‌ی رضوی شرکت کرده شفیعی مدیرکل ارشاد بوده است…

[19]ـ … سوری مدیر عامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در اولین نشست خبری خود با خبرنگاران بوشهر به هجمه‏های اخیر منتقدان خود واکنش نشان داد: … از ریخت و پاش‏ها، باند بازی ها، تبعیض‏ها جلوگیری کرده‏ام و به همین دلیل مورد هجمه قرار گرفته و موشک باران شده ام… آقایان مدعی بومی زدایی در این سازمان شده‏اند در حالی‏که آبدارچی‏هایشان را از مشهد و مناطق دیگر آورده‏اند… از میان این ۱۲۰ نفر نیروی کار، سهم بومی‏های منطقه فقط ۵ نفر می‏باشد؟

[20]ـ خلیج فارس: در حالی که خبرهای اخیر از برکناری معدود مدیران میانی بوشهر از پارس جنوبی حکایت دارد، مدیرعامل این سازمان در اظهاراتی که متفاوت با عملکردش است، هدف مجموعه اش را توانمند سازی مدیران بومی دانست:… توانمند سازی منابع انسانی استان بوشهر و پرورش مدیران بومی هدف کلیدی این سازمان است.

تاریخ انتشار:۱۰/۷/۱۳۸۸

…. من نیروهایی آورده‏ام که دزد و آلوده نیستند ولی بومی هستند. در گذشته ۹۸ نفر زیر دیپلمه‏ی  غیربومی برای فضای سبز پارس‏جنوبی می‏آوردند ولی امروز همه را فسخ قرارداد کرده‏ایم… دیپلمه‏ها در دوره من از کیش، مراغه و مشهد نیامدند و امروز که جلوی استخدام ۹۸ نیروی زیر دیپلمه غیر بوشهری را گرفته‏ام، اول عده‏ای در بوشهر سنگ می‏زنند و بعد هم کسانی در وزارت نفت…چرا کسانی که رسانه دارند این حرف‏های من را نمی‏نویسند و افشا نمی‏کنند که من دارم از کسانی سیلی می‏خورم که سهم پرواز با هواپیما را از دختر و پسر خاله‏شان قطع کرده‏ام. اگر کسی را به عنوان غیربومی آورده‏ام افشا کنید در حالی که این‏قدر از نیروهای بومی دفاع می‏کنم که در سازمان برخی نیروهای خودمان جلویم می‏ایستند و مرا به بومی سازی کاذب متهم می‏کنند… برخی چهره‎های سیاسی کاری نکنند که کاسه صبرم لبریز شده و ناگفته‏ها را بگویم… خدا ستارالعیوب است و اجازه دهید بیش‏تر از این چیزی نگویم. الان هم با وجود اینکه در بوشهر از برخی چهره‏ها سنگ می‏خورم، اما وزیر محکم پشت اجرای مصوبه ۵۰ درصدی اشتغال جوانان ایستاده و من هم تا آن‏جا که در توانم باشد آن را دنبال می‏کنم…: با این حال متاسفانه برخی رسانه‏ها ادعا می‏کنند که از هواپیمای اورژانس عسلویه استفاده شخصی کرده‎ام، در حالی که امام جمعه، استاندار و برخی مسئولان برای زیارت قبور شهدای بوشهر در خوزستان حضور داشتند و از بنده درخواست شد تا هواپیمایی برای برگشت مسئولان استان در نظر بگیرم، آیا حضور این تعداد از مسئولین در هواپیمای ۵۰ نفره استفاده شخصی است؟ … جلوی برج را گرفتم نه خرج… پس از انتصاب به عنوان مدیر عامل پارس‏جنوبی متوجه شدم علاوه بر رقم ۶۰۰ هزار تومانی برای برخی خطوط تلفن که جلوی آن را گرفتم، سالانه ۲۴ تن شکلات و۲۸۷ تن میوه در سازمان مصرف می‏شود که با بررسی صورت گرفته، بدون آن‏که سهم کسی کم شود، صرفه‏جویی کرده و پولی به‏دست آمد که بخشی از آن برای تعهدات سازمان اقتصادی- انرژی پارس که یک کارتن ۱۵۰ میلیاردی می‏شود تخصیص یافت.http://www.sook.ir/viewnews.aspx?id=4221 تاریخ انتشار: ۱۹/۱۰/۸۸

[۲۱]http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=6031 دنیای اقتصاد: دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵

[۲۲]– محمدعلی حیاتی نماینده مردم لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی: http://abbasi2.parsiblog.com/-328204.htm تاریخ انتشار: ۲۳/۸/۸۶

[۲۳]ـ  پایگاه اطلاعات‏رسانی دولت  http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/?id=179231 تاریخ انتشار:

در دسته : مقاله‏ ها و مصاحبه‏ ها | یک نظر »

نوشته های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *