تاریخچه نفت در ایران

بدضعیفمتوسطخوبعالی (5٫00 از 5)
Loading...

رشته کوه های زاگرس سرتاسر جنوب غرب ایران را در بر گرفته است. این رشته کوه ها از برخورد صفحات زیرزمینی شبه جزیره عربستان با فلات ایران در دوره زمین شناسی سئوزیک (Cenozoic)بوجود آمده است. اقیانوس تتیس(Tethys) قبل از این برخورد این دو لایه را از هم جدا می کرد. رشته کوه های زاگرس از بخش های کم عمق وعمیق اقیانوس تتیس بوجود آمده است.
با سر برآوردن رشته کوه های زاگرس بخش های فوقانی آن از لایه های رسوبی اقیانوس تتیس تشکیل شد. بنابراین جنوب غرب ایران از نظر زمین شناسی شامل لایه هائی است که در دوران های دیرین زیستی- میانه زیستی و نوزیستی شکل گرفته است. این لایه های عظیم دارای مقادیر بسیار زیادی از نمک می باشند که در ایجاد صخره های نفتی بسیار مؤثر هستند. بهمین علت جنوب غرب ایران سرشار از ذخائر نفت و گاز می باشد.
زمین شناسان اروپائی در نیمه دوم قرن نوزدهم به وجود این ذخائر پی بردند و مقالات متعددی در مورد وجود ذخائر نفت و گاز در حوزه ذاگرس منتشر نمودند. در این بین آنچه بیشتر توجه همگان را جلب نمود مقاله ای از زمین شناس مشهور فرانسوی جاکوب مورگان (Jacques de Morgan)بود. او در سال ۱۸۹۲ میلادی (۱۲۷۱ خورشیدی ) در مقاله خود به روشنی از وجود این ذخائر عظیم نفت در جنوب غرب ایران خبر داد و اظهار داشت می توان در این منطقه با موفقیت دست به ایجاد صنعت نفت زد.
امتیاز دارسی
در یک سمینار در پاریس در سال ۱۹۰۰ میلادی (۱۲۷۹ شمسی) دو نفر به نام های کتابچی خان (Kitabchi Khan)و ادوارد کوته (Edouard Cotte) در مورد مقاله مورگان سخنرانی کردند. کتابچی خان اهل امریکا و مأمور در گمرک ایران و مورد اعتماد دولت ایران بود. او سرمایه گذاران فرانسوی و انگیسی را به سرمایه گذاری برای اکتشاف نفت در ایران تشویق می کرد. او همچنین با سر هنری درموند ولف (Sir Henriy Drummond Wolf)که چند سال قبل بعنوان سفیر به تهران آمده بود مذاکره کرد. او مورگان را به ویلیام ناکس دارسی (William Knox D,Arcy)که در معادن طلای استرالیا سرمایه گذاری کرده و زندگی مرفه ای در لندن داشت و در پی سرمایه گذاری های جدید بود معرفی نمود.
دارسی در سال ۱۹۰۱ میلادی (۱۲۸۰ شمسی) نماینده خود آلفرد ماریوت(Alfred Marriott) را همراه با کتابچی خان برای مذاکره با دولت ایران و اخذ امتیاز راهی ایران نمود.او همچنین زمین شناسی به نام بورلز(Burls) را جهت بررسی نقشه هائی که مورگان از ذخائر نفت ایران تهیه کرده بود به ایران فرستاد. گزارش بورلز به دارسی مثبت بود. او در گزارش خود نوشت: ” این منطقه در کل سرشار از نفت است”. مظفرالدین شاه پادشاه وقت ایران در آن زمان برای سفر خود به اروپا بشدت به پول نیاز داشت. سر آرتور هاردینگ (Sir Arthur Hardinge)سفیر وقت انگلیس در تهران به هیئت اعزامی دارسی کمک کردتا با امین السلطان نخست وزیر وقت ایران ملاقات کنند. ماریوت در گزارش خود نوشت برای کسب امتیاز ۱۰،۰۰۰ پاند به دولت ایران پرداخت کرده است.
پادشاه ایران در تاریخ ۲۸ می سال ۱۹۰۱میلادی (۷خرداد ۱۲۸۰ شمسی) امتیاز مورد نظر را امضاء کرد. طبق این امتیاز حق اکتشاف، حفاری، و صادرات نفت ایران ( بغیر از پنج استان شمال ایران که که مجاور روسیه هستند) بمدت ۶۰ سال به دارسی واگذار گردید. از دارسی خواسته شده بود طی دو سال شرکتی به همین منظور در ایران تأسیس کند. بر اساس این قرارداد مبلغ ۲۰،۰۰۰ پاند نقدا” به دولت ایران پرداخت شد و ایران معادل ۲۰،۰۰۰ پاند در سهام این شرکت سهیم گردید و قرار شد از سود این شرکت یا شرکت هائی که بعدا” بهمین منظور تأسیس خواهند شد سالانه ۱۶% دریافت نماید. کتابچی خان هم در این میان مزد خود را گرفت و قرار شد سالانه ۱۰۰۰ پاند از دارسی دریافت نماید اما همچنان بعنوان نماینده دولت ایران باقی ماند. دارسی در ماه می سال ۱۹۰۳ میلادی (اردیبشت ۱۲۸۲ شمسی )اولین شرکت اکتشافی خود را با سرمایه ۶۰۰،۰۰۰ پاند تأسیس کرد. نیمی از این سرمایه به خود او تعلق داشت.
دارسی جرج برنارد رینولدز(George Bernard Reynolds) را برای انجام عملیات میدانی استخدام نمود. او یک انگلیسی فارغ التحصیل از کالج مهندسی سلطنتی هند بود. دارسی همچنین یک مهندس حفاری را که سابقه کار در سوماترا را داشت به استخدام خود درآورد. رینولدز بزودی متوجه شد که شرائط کار در غرب ایران بسیار دشوار است. گرمای هوا، دور بودن سایت های حفاری، و سوء ظن قبائل محلی به بیگانگان و بی اعتنائی آن ها نسبت به امتیازات دولت انجام کار را دشوار می کرد. رینولدز ناچار شد برای جلب همکاری قبائل محلی دست به استخدام کارگران محلی بعنوان نگهبان و پرداخت پول به رؤسای قبایل بزند. او همچنین گروهی از افراد فنی لهستانی و کانادائی را برای حفاری گرد هم آورد، و یک مهندس مخابرات امریکائی را بعنوان معاون خود استخدام نمود.
عملیات حفاری در نوامبر سال ۱۹۰۱ میلادی (۱۲۸۱ شمسی) در منطقه وسیع چاه سرخ( یکی از نقاط کلیدی که در نقشه های مورگان هم از آن نام برده شده بود) درمنطقه دور افتاده ای از غرب ایران شروع شد. در تابستان سال ۱۹۰۳ م (۱۲۸۲ شمسی) علائم ضعیفی از نفت و گاز در عمق ۵۰۵ متری دیده شد. در حفاری بعدی در تابستان همانسال علائم مشابهی در همان عمق مجددا” ظاهر شد. اما هیجان دارسی بزودی فرونشست زیرا تولید نفت بسرعت از ۱۸۰ بشکه در روز به ۲۵ بشکه سقوط کرد.
دارسی ناامید شد و در فکر فروش امتیاز خود افتاد. برخی از شرکت های آلمانی، فرانسوی و امریکائی نسبت به خرید امتیاز او علاقه نشان دادند. سر جان فیشر(Sir John Fisher) که در اکتبر سال ۱۹۰۴ میلادی (۱۲۸۳ شمسی )اولین عنوان لرد در نیروی دریائی انگلیس را گرفت، در نظر داشت سوخت ناوگان نیروی دریائی سلطنتی انگلیس را از ذغال سنگ به نفت تغییر دهد. او مایل نبود امتیاز دارسی از دست انگلیس خارج شود. بهمین منظور در سال ۱۹۰۵ میلادی (۱۲۸۴ شمسی) شرکت جدیدی بنام کانسشن سیندیکیت (Concession Syndicate)در گلاسکو تأسیس نمود. این شرکت با پشتیبانی مالی شرکت اسکاتیش برما اویل (Scottish Bruma Oil Company)و یک بازنشسته ثروتمند انگلیسی بنام لرد استراتکونا(Lord Strathcona) ادامه فعالیت دارسی در ایران را بعهده گرفت. دارسی بعنوان مدیر شرکت جدید باقی ماند.
فراوانی تراوشات نفت
درجنوب غرب ایران در بعضی از نقاط نفت از درون زمین به بیرون تراوش می کرد. تراوش نفت و قیر برای مردم محلی کاملا” عادی بود. مردم این مناطق از این نفت ها برای تجارت، و استفاده های سنتی مانند ایجاد گرما، مصارف درمانی، دفاع از خود، روشنائی، جلوگیری از نفوذ آب و غیره….. استفاده می کردند. آتشکده های زرتشتیان اغلب درمحل های تراوش نفت ساخته شده بودند. با این همه چاهی که در سال ۱۹۰۸ میلادی (۱۲۸۷ شمسی ) در مسجد سلیمان حفر شد باعث دگرگونی فضای زمین شناسی شد و آینده مردم خاورمیانه را دگرگون کرد. – روندی که تا قرن ۲۱ همچنان ادامه یافته است.
حفاری در مسجد سلیمان
شرکت کانسشن سیندیکیت که اکنون هیئت مدیره شرکت براما آنرا اداره می کرد تصمیم گرفت منطقه چاه سرخ را ترک کند و حفاری خود را به جنوب استان خوزستان منتقل کند. دوسال قبل از آن دارسی زمین شناسی بنام دالتون(W.H.Dalton) را جهت بررسی و گزارش احتمال وجود نفت به این استان فرستاده بود. دالتون در گزارش خود از محلی بنام شاردین در ۹۰ کیلومتری شرق اهواز بعنوان “بهترین محل” جهت حفاری نام برده بود. رینولدز براساس همین گزارش دو چاه آزمایشی در شاردین حفر نمود: یکی در سال ۱۹۰۶ تا عمق ۶۶۲ متری و دیگری در سال ۱۹۰۷ تا عمق ۵۹۲ متری حفر شدند. اما هیچکدام به نفت نرسیدند.
رینولدز تصمیم گرفت سومین چاه (و آخرین چاه را در منطقه مورد علاقه خود) واقع در ۹۰ کیلومتری شمال شرق اهواز حفر کند. مردم محلی بطور سنتی این محل را از قبل منطقه نفتون می نامیدند. ویرانه های آتشکده های زرتشتیان باستان در این منطقه قرار داشت و مردم محلی بهمین علت آنرا سهوا”مسجد سلیمان می نامیدند. (این منطقه بعدا” بعنوان یک شهر نفتی بسرعت رشد کرد و همین نام در سال ۱۹۲۶ میلادی (۱۳۰۵ شمسی)بر آن نهاده شد). دالتون قبلا در گزارشات زمین شناسی خود از این منطقه با علاقه نام برده بود. این منطقه برای رینولدز نیز جذابیت داشت زیرا در نوامبر سال ۱۹۰۳ میلادی (۱۲۸۲ شمسی  ) در سفر کوتاهی که به کویت داشت مطالب زیادی در مورد تراوشات نفت در میدان نفتون از یک مورخ انگلیسی بنام لوئیس دان شنیده بود. او حتی در سال ۱۹۰۴ و ۱۹۰۶ از این منطقه دیدن کرده و تراوشات نفت را به چشم خود دیده بود.
حفاری چاه شماره یک مسجد سلیمان در تاریخ ۲۳ ژانویه ۱۹۰۸ میلادی (۲ بهمن ۱۲۸۶) آغاز شد. رینولدز نسبت به این چاه بسیار علاقمند و خوشبین بود زیرا مشاور دارسی بنام باورتون ردوود(Boverton Redwood) و زمین شناسی از شرکت براما که از این میدان دیدن کرده بود نسبت به مثبت بودن نتیجه بسیار امیدوار بودند. با این همه هیئت مدیره شرکت براما بعلت سنگینی هزینه های پرداخت شده نگران بودند. یک افسرامنیتی انگلیسی بنام آرنولد ویلسون (Arnold Wilson)که بعنوان محافظ در تیم نگهبانی کار می کرد در خاطرات خود نوشته است:” رینولدز تلگرافی از انگلیس مبنی بر توقف عملیات حفاری دریافت کرد اما آنرا نادیده گرفت و به عملیات حفاری ادامه داد”.
فوران چاه- بعد از هفت سال
سرانجام پایداری رینولدز به نتیجه رسید. بوی شدید گاز در ۱۶ ماه می سال ۱۹۰۸ میلادی (۲۶ اردیبهشت ۱۲۸۷) از لابلای سنگ ها به مشام رسید. رینولدز به حفاری ادامه داد، و در تاریخ ۲۶ ماه می(۵ خرداد) چاه به نفت رسید- فوران چاه تا بیش از بیست متر بالاتر از دکل حفاری زبانه کشید. رینولدز با استفاده از یک شتر تندرو تلگرافی را به دفتر تلگرافخانه در بغداد فرستاد تا پیام او را به شرکت مخابره کنند. متن پیام چنین بود: ” مفتخرم گزارش دهم که چاه شماره ۱ در ساعت ۴ بامداد امروز در عمق ۱۱۸۰ فوت به نفت رسید”. آرنولد ویلسون که همیشه در کنار دکل حفاری می خوابید این خبر را بصورت رمز به دولت انگلیس مخابره کرد تا منشی ها نتوانند متن آنرا بخوانند. متن پیام او چنین بود: “خروج نفت از زمین بسیار او را خوشحال کرده…… جرقه زده شده است”.
همان روز چاه شماره ۱ مورد آزمایش قرار گرفت و ۲۹۷ بشکه نفت از آن خارج شد. چاه شماره ۲ مسجد سلیمان نیز در تاریخ ۵ ژوئن در عمق ۱۰۱۰ فوت به نفت رسید- این چاه هم فوران کرد.
رینولدز در اواسط ماه ژوئن (تیر) بطور رسمی نامه ای بتاریخ ۱۴ می (۲۴ اردیبهشت )از هیئت مدیره شرکت در گلاسکو دریافت کرد. در ان نامه به او دستور داده شده بود که اگر تا عمق ۱۶۰۰ فوت نفت پیدا نشد باید حفاری را تعطیل کند و تمام تجهیزات را با کشتی به شرکت عودت نماید. تاریخ تکرار شده بود. نیم قرن قبل از آن ادوین دریک(Edwin Drake) نیز نامه ای به همین مضمون از رؤسای خود در مورد حفاری در تیتوسویل(Titsuville) دریافت کرده بود. اما اینبار پاسخ قاطعانه رینولدز بیسابقه بود: “با توجه به یافتن نفت دستور شما قابل تجدید نظر است؛ بنابراین نمی توانم آنرا اجرا کنم”.
دو چاه دیگر برای تولید نفت تا پایان سال ۱۹۰۸ میلادی (۱۲۸۷ شمسی) در مسجد سلیمان حفر گردید. اکتشاف اولین میدان نفت در خاورمیانه هفت سال طول کشید.
میدان نفتی مسجد سلیمان در لایه های آهکی آسماری واقع است. آسماری نام کوهی در ۳۲ کیلومتری جنوب شرق مسجد سلیمان است.
لایه آسماری در منطقه ای بنام تنگ گل ترش (در جنوب غربی کوه آسماری)قرار دارد ومتوسط ضخامت آن ۳۱۴ متر(تقریبا” به انداره عمق چاهی که به نفت رسید) می باشد. ضخامت این لایه از چند متر شروع می شود و به ۵۱۸ متر می رسد. رنگ این لایه از کرم تا قهوه ای می باشد. کوه آسماری و ذخائر زیر آن در مسجد سلیمان بصورت لایه های تکتوتیک شکل گرفته اند. مطالعات بعد نشان داد طاقدیس آسماری بر روی دیواره ای قرار گرفته که در سطوح پائینتر درسرتاسر جنوب غرب ایران شکل گرفته است.
نفت حاصل از چاه اکنشافی میدان مسجد سلیمان نفتخام سبک (API4/39) و شامل ۳/۱% گوگرد بود.۳۱۴ حلقه چاه تا سال ۱۹۷۹ میلادی (۱۳۵۷ خورشیدی ) در میدان مسجد سلسمان حفر و یک میلیارد بشکه نفت از آن استخراج گردید. تولید نفت این میدان در سال ۱۹۷۹ به ۷،۰۰۰ بشکه در روز رسید. گرچه آسماری دیگر در میدان مسجد سلیمان فعال نیست (اکنون نفت از عمق های بیشتر تولید می شود) اما هنوز هم در حوضه زاگرس از میادین مهم بحساب می آید.
یک کشف واقعی
کشف میدان مسجد سلیمان پیامدهای فراوانی از نظرتجاری و جغرافیای سیاسی داشت. در ۱۴ آوریل ۱۹۰۹(۲۵ فروردین ۱۲۸۸ خورشیدی) شرکت جدیدی بنام شرکت نفت ایران و انگلیس با سرمایه ۲ میلیون پاند تأسیس و جایگزین شرکت کانسشنز سیندیکیت شد. دارسی تا سال ۱۹۱۷ که درگذشت همچنان مدیر این شرکت باقی ماند. دولت وینستون چرچیل (Winston Churchill)در سال ۱۹۱۴ میلادی (۱۲۹۳ خورشیدی ) بمنظور اطمینان از تأمین سوخت ارزان برای نیروی دریائی سلطنتی انگلیس ۵۱% از سهام شرکت نفت ایران و انگلیس را خریداری و دو مدیر دولتی (با داشتن حق وتو) را به هیئت مدیره این شرکت اضافه کرد.
دانیل یرگین(Daniel Yergin) در کتاب پر فروش خود بنام حماسه تلاش برای نفت، پول و قدرت چنین نوشت: ” جورج رینولدز انسانی بود که همه چیز را گرد هم آورد. او وقتی در سپتامبر سال ۱۹۰۱میلادی (شهریور ۱۲۸۰) وارد ایران شد حدود پنجاه سال سن داشت. او با تلاش خستگی ناپذیر توانست یک صنعت دشوار و غیر عادی را پایه گذاری کند. او مهندس، زمین شناس، مدیر، مدیر عملیات میدانی، سیاستمدار، زبان شناس و مردم شناسی در قالب یک نفر بود. با این همه رینولدر سرانجام از احترام و پاداشی که در خور تلاشش بود برخوردار نشد. آرنولد ویلسون در خاطرات خود چنین نوشته است : ” او باعث شد تا کسانیکه توان دیدن جلوی پای خود را هم نداشتند به ثروت برسند”. رینولدز دوسال دیگر بعنوان مدیر عملیات میدانی بکار خود در ایران ادامه داد. اما مدیریت جدید شرکت نفت ایران و انگلیس رفتار خوبی با او نداشت. رینولدز در سال ۱۹۱۱ میلادی (۱۲۹۰ خورشیدی ) از این شرکت فقط با دریافت ۱۰۰۰ پاند اخراج شد- این درحالی بود که حقوق اولیه او هنگامی که در سال ۱۹۰۱ به استخدام دارسی درآمد سالانه ۱،۵۰۰ پاند بود. او بعدا” به شرکت شل ملحق شد وبه ونزوئلا رفت تا میدان نفتی لاروزا(La Rosa) رادر سال ۱۹۲۲ میلادی (۱۳۰۱ خودشیدی )کشف کند. رینولدز سرانجام در سال ۱۹۲۵میلادی (۱۳۰۴ خورشیدی) درگذشت.

منبع:

http://www.geoexpro.com/articles/2008/05/the-centenary-of-the-first-oil-well-in-the-middle-east

 

کلمات جستجو شده: شرکت صدرانفت پارسیان تعطیل می باشد

نوشته های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *