مدیریت داده دریچه‌ای در بهبود بهره‌وری در صنعت نفت

بدضعیفمتوسطخوبعالی (4٫50 از 5)
Loading...

براساس آخرین محاسبات سارمان ملی بهر‌ه‌وری ایران شاخص بهره‌وری در حوزه نفت و گاز در پایین ترین سطح در مقایسه با سایر بخش های مورد بررسی این سازمان قرار دارند. این در حالی است که با توجه به اهمیت صنعت نفت و گاز انتظار می‌رود بهترین بهره‌وری به این حوزه اختصاص داشته باشد. علت این بهره‌وری پایین دلایل بسیاری دارد که توضیح هر یک مجال خاص خود را می‌طلبد. اما دراین نوشتار سعی برآن است که از اهمیت مدیریت داده در افزایش بهره‌وری صنعت نفت بالاخص در بخش بالادستی سخن به میان آید. لازم به ذکر است در وزارت نفت کشورمان اقداماتی برای مدیریت داده‌ها صورت پذیرفته است اما هیچ‌گاه چنین تلاش‌هایی منجر به ایجاد سامانه‌ای با کیفیت و کارایی لازم در حوزه‌های بالادستی و پایین‌دستی و یا حتی شرکت‌های تابع این وزارتخانه نشده است؛ که علل آن‌را بایستی در کیفیت این تلاش‌ها و آمادگی نیروی انسانی شاغل در بدنه وزارتخانه جست.

 

یکپارچه‌سازی را می‌توان یکی از مناسب‌ترین رویکردها در بهبود بهره‌وری نام برد. در تعریف وبستر، یکپارچه‌سازی، به ترکیب و هماهنگی عناصر جداگانه و یا واحدهای گوناگون به یک کل هماهنگ و کامل‌تر اطلاق می‌گردد. از آنجا که این عبارت به معنی ایجاد یک کل کامل و یا هماهنگ است، بنابراین یکپارچه‌سازی را می‌توان به عنوان فرایندی که به موجب آن ارزش افزوده تولید می‌شود، در نظر گرفت. نکته جالب در زنجیره ارزش بالادستی صنعت نفت این است که بخش‌هایی که یکپارچه‌سازی در آن‌ها صورت می‌گیرد، کمترین هزینه را در برداشته ولی بیشترین ارزش افزوده کسب شده در این بخش‌ها حاصل می‌گردد. به عبارت دیگر یکپارچه‌سازی در این بخش‌ها با کمترین هزینه انجام شده و از انجام آن بیشترین بازدهی بدست می‌آید. در صنعت نفت و به ویژه در بخش اکتشاف و تولید، یکپارچه‌سازی تخصص‌های مختلف معمولاً به صورتی انجام می‌شود که فرایند تحلیلی پایه‌گذاری شده بهبود یابد. به عنوان مثال فرآیند تفسیر خصوصیات زیر سطح زمین باید به عنوان یک فرآیند ترکیبی مورد مطالعه قرار گیرد زیرا تغییر یک عنصر موجب پیچیدگی در دیگر عناصر می‌گردد. در واقع، تعریف مفهوم یکپارچه‌سازی دشوار است. فرآیندهای بخش اکتشاف و تولید فعالیت‌های بسیار پیچیده‌ای هستند، که شامل تعدادی از تخصص‌های مختلف می‌باشند. هر یک از این تخصص‌ها برای یکپارچه‌سازی با مشکلات خاص خود مواجه‌اند. لذا یکپارچه‌سازی تخصص‌های مختلف در این فرایندها در واقع به معنای یکپارچه‌سازی همه جانبه‌ای است که مشکلات همه آن تخصص‌ها را شامل می‌شود.

 

یکی از مهمترین مباحث مطرح در مدیریت یکپارچه فعالیت‌های بخش بالادستی صنعت نفت، مدیریت داده در این حوزه می‌باشد؛ از ابتدای عمر مخزن تا زمان ترک آن انبوهی از داده‌های متفاوت به دست می‌آید، مدیریت مؤثر این داده‌ها که شامل جمع‌آوری، تحلیل، صحه‌گذاری و استفاده بهینه از آن‌ها می‌باشد، تنها با وجود نگرشی جامع که جریان داده بین فعالیت‌های متفاوت بخش بالادستی را از نظر کیفیت، زمان استخراج و به‌کارگیری آن‌ها مشخص کرده باشد، میسر است.
در ادبیات مدیریت دانش، براي تعريف دانش، سلسسله مراتبي به شکل داده، اطلاعات، دانش و خرد همانند شکل زير در نظر گرفته مي‏شود.

 

heram-danrsh

 

داده‌ها که اولین سطح هرم سلسله مراتب دانش را تشکیل می‌دهند، عبارتند از ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر آن‌ها که به خودی خود تولید معنا نمی‌کنند. در واقع می‌توان گفت که داده‌ها، رشته واقعیت‌های عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند. سازمآن‌های نوین، معمولا‌ً داده‌ها را در یک سیستم فناوری ذخیره می‌کنند. این داده‌ها توسط واحدهایی نظیر واحدهای مالی، حسابداری و بازاریابی به سیستم تزریق می‌شوند. بنابراین همه سازمآن‌ها به انواع داده‌ها احتیاج دارند. نگهداری سوابق و بایگانی، نکته مهم در مدیریت مؤثر آن‌ها به شمار می‌رود.

بعضی از سازمآن‌ها به اشتباه فکر می‌کنند داده‌های بیشتر نسبت به داده‌های کمتر از حالت مطلوب‌تری برخوردارند و با استفاده از آن‌ها می‌توانند تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. این وضعیت به دو دلیل نادرست است؛ اول اینکه داده‌های زیاد، کار تشخیص داده‌های لازم و درک آن‌ها را مشکل می‌کند. دیگر آنکه داده‌ها، فاقد معنی قابل استفاده‌اند؛ یعنی تنها بخشی از واقعیت را نشان داده و از هر نوع قضاوت، تفسیر و مبنای قابل اتکا برای اقدام مناسب تهی هستند. از این‌رو، داده‌ها را می‌توان مواد خام عناصر مورد نیاز برای تصمیم‌گیری به‌شمار آورد؛ چرا که نمی‌توانند عمل لازم را تجویز کنند. داده‌ها نشانگر ربط، بی‌ربطی و اهمیت خود نیستند، اما به هر حال برای سازمآن‌ها، مخصوصاً سازمآن‌های بزرگ اهمیت زیادی دارند.
دومین سطح هرم سلسله مراتب دانش را اطلاعات تشکیل می‌دهند. این سطح، داده‌های کمّی خلاصه شده را در‌‌بر می‌گیرد که گروه‌بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده‌اند تا بتوانند معنی‌دار شوند. این سطح نیز بیانگر دانش نیست بلکه نشانگر آغاز مدیریت اطلاعات است، اطلاعاتی که مدیر می‌تواند بکار گیرد تا کاری بیش از پردازش مراوده فردی انجام دهد. اطلاعات غالباً تشکلیل اعداد و ارقام، کلمات و گزاره‌های انباشته شده را به خود گرفته و معنایی را ارائه می‌کنند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده‌های خام مکشوف می‌گردد.

سال‏ها از ورود بحث مديريت دانش به حوزه مديريت مي‏‌گذرد. در اين مدت صاحب‌نظران بسياري تعاريفي از دانش ارائه کرده‏اند. علاوه بر آن از قرن‏ها و هزاره‏های قبل، متفکرين و فلاسفه تعاريفي از دانش به منظور توصيف آن ارائه نموده بودند. در واقع به علت ماهيت ناملموس و وابسته به فرد دانش، ارائه تعريفي واحد از آن بطوری که همه ديدگاه‌هاي متفاوت را در برگيرد، دشوار مي‏‌نمايد. بر اين اساس برخی از تعاريف متعددي که از دانش ارائه شده است، در ادامه بیان می‌شود:

 

  • داونپورت و پروساک دانش را به اين صورت تعريف مي‏کنند: «دانش، اطلاعاتي است كه با تجربه، زمينه، تعبير و تأمل تركيب شده و اقدام صحيح را ممكن مي‏سازد».
  • دانش اطلاعاتي سازماندهي و تجزيه و تحليل شده است كه مي‏تواند قابل درك و نيز كاربردي براي حل مسايل و تصميم‏گيري باشد. (تورين)
  • دانش استدلال درباره اطلاعات و داده¬ها براي دسترسي به كارايي، حل مسايل، تصميم‏گيري، يادگيري و آموزش است. (بك من)
  • دانش، اطلاعات كاربردي و سازماندهي شده براي حل مسايل است. (ولف)

 

در نهایت در رأس هرم سلسله مراتب دانش، خرد قرار دارد. برای نظریه پردازانی که هرم دانش را تا این نقطه دنبال می‌کنند، خرد به عنوان انتزاعی‌ترین و بی‌زمان‌ترین دانش مطرح است. برای برخی از نظریه پردازان، خرد دانشی است که جذب شده و به صورت ضمنی در آمده است، به‌طوری‌که خود را تقریباً در هر عمل و تصمیمی متجلی می‌سازد. به عبارت دیگر بکارگیري مناسب و مؤثر دانش براي دستیابی به نتایج و بهبود عملکرد را خرد می‌نامند.
داونپورت و پروساک، استیوهالس و کارل ویگ متفق‌القول‌اند که سطح تکامل دانش از اطلاعات و داده‌ها بیشتر بوده و در‌بر گیرنده هر دوی آن‌هاست. همچنین سطح تکامل اطلاعات از داده بیشتر بوده و در‌برگیرنده آن نیز می‌باشد. وجود داده برای شکل‌گیری اطلاعات و وجود اطلاعات برای ایجاد دانش ضروری است.

 

nemoodar-danesh

 

سازمآن‌ها، هم به داده و هم به اطلاعات و هم به دانش نیازمندند. صاحب‌نظری به نام سوکنانان معتقد است که با وجود نیاز سازمان به داده، اطلاعات و دانش، دانش از جایگاهی والاتر برخوردار است؛ زیرا دانش نزدیک‌ترین لایه به تصمیم‌گیری است.

 

لازم به ذکر است که روابط میان داده، اطلاعات و دانش، سلسله‌مراتبی و مطلق نیست. افراد و موقعیت‌ها تعیین کننده داده، اطلاعات و یا دانش بودن این عوامل هستند. به عنوان مثال نت‌های موسیقی برای کسی که به موسیقی آشنا نیست صرفاً مجموعه‌ای از داده‌هاست که هیچ معنی و مفهومی نداشته، اما برای کسانی که به موسیقی آشنا هستند بیانگر معانی خاصی می‌باشند. لذا تبدیل به اطلاعات می‌شوند و نهایتاً اینکه این اطلاعات برای کسی که آن‌ها را تدوین نموده است، بیانگر دانش خواهد بود. زیرا مهارت و تجربه او را می‌رساند.

 

با توجه به تمامی آن‌چه که توضیح داده شد؛ دقیقاً چنین الگویی را در بالادستی و پایین‌دستی صنعت نفت وگاز می‌توان برشمرد. برای مثال در بالادستی این صنعت می‌توان سه فاز اکتشاف، ‌توسعه و تولید را در نظر گرفت. در دل هر یک از این فازها فعالیت‌های بسیاری صورت می‌پذیرد که انبوهی از داده‌ها از آن‌ها استخراج می‌گردند. بسیاری از این داده‌ها طی پروسه‌های بعدی در زنجیره بالادستی صنعت نفت وگاز به اطلاعات متنوعی تبدیل می‌شوند. از تجمیع این اطلاعات و یا پروسه‌های بیش‌تر بر روی همین اطلاعات دانش خلق می‌شود که همان‌طور که اشاره شد این دانش از ارزش بالایی برخوردار است زیرا اساس تصمیم‌گیری است. برای مثال از دل فعالیت‌های زمین‌شناسی، ژئوفیزیک، حفاری، چاه‌پیمایی و مطالعات برروی خواص سنگ و سیال مخزن داده‌ها و به طبع آن اطلاعات بسیاری حاصل می‌گردد؛ از تجمیع این اطلاعات به مدل دینامیک مخزن می‌رسیم که بنابر تعاریف ذکر شده دانش ما محسوب شده و مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد. این دانش به همراه دانش حاصل از آنالیز اقتصادی طرح وبررسی سناریو‌های متفاوت منجر به “طرح جامع توسعه میدان” که می‌شود آن را خرد نامید زیرا تمام هزینه‌های هنگفت آتی برای توسعه میدان براساس همین برنامه صورت می‌پذیرد. این مثال به روشنی ابعاد اهمیت وجود طرح و برنامه مدون برای اخذ هر داده را در زمان مناسب خود با کیفیت و کمیت مطلوب مشخص می‌سازد. . حال اگر برای انجام فعالیتی نیاز به داده و اطلاعاتی باشد که می‌بایست در مراحل قبل کسب می‌شد و به هر دلیلی آن داده‌ها کسب نشده باشد می‌بایست مجددا به مراحل قبلی رفته و آنها را کسب نمود که باعث دوباره‌کاری، تحمیل هزینه به صنعت نفت و نیز از دست دادن زمان خواهد شد. همچنین در برخی فعالیت‌ها داده‌هایی تولید می‌شوند که در صورت عدم کسب آنها در آن فعالیت قابلیت کسب یا تکرار آن داده‌ها در مراحل بعدی میسر نخواهد بود (مانند برخی از لاگ‌ها). اهمیت این مسئله از آن جهت است که اگر برای انجام فعالیتی نیاز به داده‌هایی باشد که می‌بایست در مراحل قبل‌تر کسب می‌شدند و این داده‌ها کسب نشده باشند امکان انجام آن فعالیت به‌طور صحیح نخواهد بود.

 

لذا ایجاد نگرشی جامع که جریان داده بین فعالیت‌های متفاوت بخش بالادستی صنعت نفت را از نظر کیفیت، زمان استخراج و به‌کارگیری آنها مشخص نماید و تعیین کند در هر فعالیتی چه داده‌ای با چه تعداد و کیفیتی کسب شده و چگونه ذخیره شود؛ تا در گذر زمان دچار نقصان نشود، ضروری است.

 

وجود چنین نگرش و به تبع آن وضع آیین‌نامه‌ها و سیاست‌گذاری‌های مناسب در این زمینه، باعث حذف سردرگمی در فرآیند برنامه‌ریزی کسب داده در فعالیت‌های بخش بالادستی صنعت نفت می‌شود، زیرا در صورت مشخص بودن ارزش هر یک از داده‌ها در مقابل هزینه‌ای که در صورت عدم کسب آن‌ها در زمان مناسب و با کیفیت بهینه به صنعت نفت تحمیل خواهد شد، چگونگی استخراج و ذخیره داده‌ها برای هر یک از بازیگران این بخش مشخص می‌گردد.
متأسفانه عدم وجود ساختاری منسجم در مدیریت داده در بخش بالادستی صنعت نفت و فقدان نگرشی جامع به این مبحث، دوباره‌کاری‌ها، تأخیرات و ناهماهنگی‌های بسیاری را سبب گشته که بهره‌وری پایین را موجب شده است؛ لذا وجود رویه و فرایندی یکپارچه که بتواند مدیریت جریان داده در این بخش را به بهترین نحو اداره کرده، از اتلاف هزینه‌ها و بروز تأخیرات و ناهماهنگی‌ها در این میان جلوگیری نموده و هم‌افزایی را در حوزه‌های متفاوت بخش بالادستی ایجاد نماید، به شدت احساس می‌شود.

 

اهمیت مدیریت داده را می‌توان از جوانب دیگری نیز مطرح ساخت. در ادبیات مدیریت داده؛ از این اصطلاح وقتی استفاده می‌شود که با انبوهی از داده‌ها سروکار داریم. و انتخاب داده‌ها با کمیت و کیفیت بهینه از چالش‌های عمده ماست. از این منظر نیز می‌توان به صورت درون بخشی هر فعالیت به این موضوع نگریست. مثال‌های بسیاری در فعالیت‌هایی بالادستی از جمله ژئوفیزیک وحفاری را می‌توان در قالب این منظر جای داد.
در فعالیت‌هایی بالادستی صنعت نفت جهان وقتی صحبت از مدیریت داده می‌شود، نام بسیاری از شرکت‌های معتبر و استانداردهای جهانی که فعالیت‌های خود را قریب به 25 سال پیش آغاز کرده‌اند، به میان می‌آید. این استانداردها عمدتاً در سه بخش حفاری، بهره‌برداری و مخازن تدوین شده‌اند و اساس بسیاری از نرم‌افزارهای مدیریت داده گشته‌اند. از مزایای این استانداردها می‌توان به ایجاد پلت‌فرمی برای نظارت به‌هنگام فعالیت‌های متفاوت در این حوزه‌ها نام برد.
بخش لجستیک از دیگر نقاطی است که بهره‌وری سیستم را به دلیل نبود مدیریت داده مناسب کاهش می‌دهد. اهمیت این موضوع وقتی دوچندان می‌شود که به تاخیر عملیات پیوسته در بالادستی (بالاخص عملیات حفاری) به دلیل مشکلات ناشی از لجستیک و تامین به هنگام کالا توجه کنیم. بسیار پیش آمده است که خسارات مالی بسیاری به شرکت‌های تابعه صنعت نفت به دلیلی عدم تامین به موقع کالا وارد گشته است در حالی‌که کالای مدنظر در انبارهای آن شرکت موجود بوده است و به دلیل خطای انسانی آن کالا به موقع تامین نشده است. امروزه بروز چنین مشکلات در صنعت نفت جهان جز خطاهای غیرقابل قبول تلقی می‌شود، زیرا تمامی ابزار لازم برای نظارت داده‌ها در حوزه لجستیک موجود است و خطای انسانی را به حداقل میزان کاهش داده است.

 

کاربردهای بسیار دیگری از مدیریت داده در صنعت نفت را می‌توان نام برد که اهتمام بیش‌تر به این موضوع بهره‌وری بهتری را نیز برای مجموعه صنعت نفت در برخواهد داشت وادامه همین روند مایوس کننده در بهره‌وری که بسیاری از کارشناسان خبره انرژی آن‌را بزرگترین مصیبت صنعت ما می‌دانند، هزینه‌های هنگفت بسیاری را برکشور تحمیل خواهد نمود.

تهیه شده توسط: عماد مسافری

نوشته های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *