مروري بر رکوردهاي صنايع نفت و گاز

بدضعیفمتوسطخوبعالی (بدون رتبه)
Loading...

بزرگترين پالايشگاه نفت

بر اساس آخرين گزارشها پالايشگاه Reliance Jamnagar Complex واقع در هند با ظرفيت حدود 1/240/000 بشکه نفت خام در روز، بزرگترين واحد پالايشگاهي دنيا شناخته شده است. در واقع اين مجتمع در 14 جولاي 1999 با ظرفيت 661/000 بشکه در روز راه اندازي گرديد. در ادامه با الحاق واحد پالايشي ديگري 25 دسامبر 2008 کل ظرفيت را به حد 1/240/000 بشکه در روز رسانيده تا به عنوان وسيعترين واحد پالايشي در دنيا معرفي گردد.
به صورت کلي اين پروژه از مطالعات تا راه اندازي در 36 ماه، با تکيه بر دانش فني و مشارکت شرکت هاي تراز اول دنيا از قبيل UOP-LLC, Bechtel و نيز Foster Wheeler به اتمام رسيد.
اين پروژه با سرماي? حدود شش ميليارد دلار با مديريتي قوي و نيز استفاده از حداکثر توان شرکت هاي خارجي پي گيري گرديد. مجموع تناژ سازه ي فلزي بکار گرفته شده در اين مجتمع بيش از 19 برابر آنچه که در ساخت برج معروف ايفل استفاده شده است مي باشد، علاوه بر اين ميزان بتن مصرفي در ساير فعاليت هاي ساخت و ساز حدود 10 برابر برج Empire State گزارش شده است.

به طور کلي بيش از 50 واحد پروسسي در اين مجتمع استقرار يافته که مي توان به مهمترين آنها به قرار زير اشاره کرد:

• واحد تقطير نفت (اتمسفريک و خلاء)
• واحد FCC (Fluidized Catalytic Cracker ) با لايسنس UOP
• واحد (Catalytic Reforming) با لايسنس UOP
• واحد Delayed Coking با لايسنس FW

از ديدگاه مقياس جهاني اين پالايشگاه، واحدهاي خود را در وسيعترين حد ممکن استقرار داده که مي توان به چند نمونه که در جهان تا کنون در رد? اول قرار دارند به شرح زير اشاره کرد:

• واحد Delayed Coking
• واحد Fluidised Catalytic Cracking
• واحد TAME (Tertiary Amyl Methyl Ether)

در جدول زير ليست 20 پالايشگاه بزرگ جهان آورده شده است. اين آمار بر اساس آخرين تغييرات، پروژه هاي بسط گسترش و نوسازي واحدهاي پالايشگاهي تدوين گرديده است. همانگونه که مشاهده مي شود پالايشگاه آبادان قديمي ترين پالايشگاه ايران در رديف چهاردهم قرار دارد اين در حالي است که ظرفيت آن در پيش از دوران جنگ و ويران شدن آن حدود 000/630 بشکه در روز بود، لذا در غير اينصورت بي شک در رديف پنجم و يا حتي بالاتر قرار مي گرفت. البته اين رده نيز با توجه با توجه به قدمت اين پالايشگاه تاريخي کماکان در نوع خود قابل تأمل مي باشد. نکته ديگر قابل استنباط از اين ليست، قرارگيري سه پالايشگاه بزرگ کره جنوبي در زمره ي 10 پالايشگاه بزرگ دنيا مي باشد که با توجه به عدم وجود منابع نفتي در اين شبه جزيره ي نسبتاً کوچک آمار قابل توجهي مي باشد.

رتبه نام پالايشگاه محل استقرار ظرفيت
1 Reliance Jamnagar Complex (RIL) Jamnagar, India 1,240,000
2 Paraguana Refining Complex (CRP) Amuay and Card?n, Venezuela 940,000
3 SK Energy Ulsan Refinery (SK Energy) South Korea 840,000
4 Yeosu Refinery (GS Caltex) South Korea 700,000
5 Jurong Island Refinery (ExxonMobil) Singapore 605,000
6 Baytown Refinery (ExxonMobil) Baytown, TX, USA 572,500
7 Ras Tanura Refinery (Saudi Aramco) Eastern Province, Saudi Arabia 525,000
8 S-Oil Ulsan Refinery (S-Oil) South Korea 520,000
9 Baton Rouge Refinery (ExxonMobil) Baton Rouge, LA, USA 503,000
10 Hovensa LLC Virgin Islands 495,000
11 BP Texas City Texas City TX, USA 475,000
12 Mina Al-Ahmadi Refinery, KNPC Kuwait 470,000
13 Pulau Bukom Refinery (Shell) Singapore 458,000
14 Abadan Refinery Iran 450,0002
15 Mailiao Refinery Taiwan 450,000
16 Marathon Petroleum Company Garyville LA, USA 436,000
17 Citgo Lake Charles Lake Charles LA, USA 429,500
18 Shell Pernis Refinery Netherlands 416,000
19 BP Whiting Refinery Whiting IN, USA 410,000
20 BP Rotterdam Refinery Rotterdam, Netherlands 400,000
21 Saudi Aramco Yanbu Refinery Yanbu, KSA 400,000

بزرگترين مخزن گاز طبيعي

منطقه ي مشترک ميدان گاز طبيعي پارس جنوبي ايران / دام شمالي قطر بزرگترين مخزن زير زميني گاز طبيعي در دنيا محسوب مي شود. اين حوزه که در خليج فارس قرارداد بين ايران و قطر تقسيم شده و به صورت مشترک مورد بهره برداري قرار مي گيرد. بر اساس آمار منتشره از سازمان آژانس انرژي بين المللي (IEA) اين ناحيه به طور تخميني 50.97 تريليون متر مکعب گاز و 50 ميليارد بشکه ميعانات را شامل مي شود. سطح تحت پوشش اين مخزن عظيم گازي به طور کلي 9700 کيلومتر مربع بوده که سهم ايران حدود 3700 کيلومتر مربع مي باشد.

اين ميدان با عنوان بزرگترين حجم منابع هيدروکربني در يک محل معادل 360 ميليارد بشکه نفت و 50 ميليارد بشکه ميعانات را شامل مي شود. در مقام بعدي ميدان الغوار عربستان سعودي (Ghawar) قرار دارد که بيش از 170 ميليارد بشکه نفت را شامل مي شود. از لحاظ ميزان گاز دو مقام بعدي از آن روسيه با ميدان گازي Urengoy با بيش از 10 تريليون مترمکعب در جنوب ناحيه ي قطب شمال و نيز ميدان گازي Yamburg واقع در 150 کيلومتري شمال قطب شمال با ميزان 2/8 تريليون متر مکعب گاز مي باشد.

در ناحيه ي منابع هيدروکربني مشترک بين قطر و ايران، ميزان سهم گاز حدود 70% بوده که مساحتي حدود 000/36 کيلومترمربع را تحت پوشش قرار داده است. اين مساحت خود حدود 19% کل گستره ي تحت پوشش ميادين گازي را در اختيار دارد. بر اساس پاره اي تخمين ها ناحيه ي تحت بهره برداري ايران حدود 2/14 تريليون مترمکعب گاز و 1/10 تريليون مترمکعب گاز قابل ريکاوري را در بر دارد که اين خود حدود 36% مجموع منابع گازي ثبت شده ي ايران و معادل 6/5 درصد کل منابع دنيا است.

اين در حالي است که همين تخمين ها حکايت از در اختيار داشتن 5/25 تريليون مترمکعب گاز معادل 99% کل منابع گازي قطر و نيز 14% منابع کل دنيا دارد. با اينحال، از آنجا که اين ميدان مشترک بوده و کاملاً همگن و يک دست مي باشد؛ ميزان سهم هر يک از کشورها، بستگي به ميزان و نوع بهره برداري آنها دارد.
طويل ترين خط لوله ي زير دريايي

درياي شمال(North Sea) واقع در بين نروژ و انگلستان دريايي سرد، متلاطم و بادخيز است؛ اما نيم مايل زير امواج خروشان آن، يکي از غني ترين منابع گاز طبيعي دنيا وجود دارد. براي دسترسي به اين منابع کشور نروژ با کمک شرکت Hydro که در حيطه انرژي فعاليت دارد، بهره برداري از تأسيسات استخراج گاز در زير دريا در ناحيه اي به نام ميدان گازي عظيم Ormen را آغاز نموده و ماحصل استخراج را جهت فرآوري به پايگاهي در انگلستان منتقل ساخته است. عمليات انتقال با خط لوله ي بسيار طولاني 746 مايلي (1200 کيلومتر) صورت گرفته که رکورد طويل ترين خط لوله ي انتقال زير دريايي را به خود اختصاص داده است. اجزاء اين خط لوله ي طويل به صورت پيش ساخته شده توسط دو کشتي پيشرفته به يکديگر مونتاژ و نهايتاً جوشکاري شده و در بستر دريا مدفدن گرديده است. خط لوله ي مذکور حدود 20% از کل نياز گازي بريتانيا که در حدود 70 ميليون مترمکعب در روز مي باشد را تأمين مي نمايد. اين خط انتقال که Nyhomna در نروژ را به Eastington در انگلستان متصل مي سازد و در ساخت آن به بيش از يک ميليون تن بتن و در همين حدود فولاد نياز بوده است.

در ابتدا اين پروژه تحت نام Brit pipe کليد خورد و طي توافق نامه اي در سال 2003 شرکت هاي Royal Dutch Shell، ExxonMobil، Statoil تأمين گاز طبيعي را از اين مسير پيشنهاد دادند. در ادامه در سال 2004 پروژه آغاز گرديد. اين پروژه در دو مرحله پي گيري شد. قسمت جنوبي (از سکوي Slipner Riser به Eastington) در اکتبر 2006 و قسمت شمالي (از Nyhamna به Slipner Riser) يک سال بعد ساخته شد.

نوشته های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *