دوره آموزشي بين المللي مديريت و مهندسي هزينه

بدضعیفمتوسطخوبعالی (3٫80 از 5)
Loading...

‌برآورد دقيق از هزينه هاي پروژه بخشي ضروري از اركان اصلي كنترل ومديريتي است . دليل واضح انجام برآورد هزينه ها كمك به تصميمات مربوط به قيمت گذاري است ولي اين به معني همه كار نيست . برآورد هزينه اغلب براي تمام پروژه هاي بازركاني مشتمل بر پروژه هاي درون سازماني و پروژه هايي كه بدون بهاي قطعي فروخته مي شوند لازم است . برنامه ريزي ، پيش – تخصيص دادن منابع پروژه ، برقراري بودجه براي منابع مالي ، كنترل نيروي انساني و هزينه و اندازه گيري دستيافتهاي پروژه در مقابل كارآيي مورد نظر همگي نيازمند تهية برآوردهايي سالم هستند .

مباني و تعاريف ضروري هزينه ها

در چرخه هاي حسابداري معمولا” چنين استنباط شده است كه كلمة ‘‘ هزينه ‘‘ هرگز نبايد به تنهايي بدون صفات كيفي بكار رود. بايد بطور دقيق روشن گردد كه چه نوع هزينه اي مورد نظر است . طرق بسياري را مي توان در اعمال هر هزينه توصيف كرد ، ولي در محدودة اين فصل ، لازم است برخي واژه هايي كه بر آورد كنندة هزينه است و مدير پروژه بايد از آن آگاه باشد را چارچوب بندي كنيم . نيازي نيست كه لغات خود توصيفي چون ” هزينه هاي نيروي انساني ” يا ” هزينه هاي مواد ” و… را شرح دهيم ، فهرست زير محدودبه چند واژة ضروري است كه ممكن است براي خوانندگان آشنا نباشد . واژه ها بر اساس حروف الفباي انگليسي مرتب شده اند .

_ هزينه يابي جذبي Absorption Costing

به بازيافت سربار نگاه كنيد

_هزينه هاي تحت خطي below- the-line cost

اين واژه به عنوان نامي انتخابي براي فوق العاده هاي بسياري كه در ابتداي برآورد هزينة كلي و پايه به آن اضافه ميشود بكار ميرود . اين هزينه ها ميتوانند شامل ملاحظاتي براي افزايش هزينه، افت و خيز نرخ ارز و ساير ملاحظات بيشتر باشد.

افزايش هزينه ها Cost Escalation

افزايش هزينه ، افزايش در هر يك از اجزاي هـــزينه هاي پروژه است در زمانيكه هزينه آن جزء بين دو تاريخ متفاوت ( مثلا ، زمان حال و دو سال بعد ) . بدليل افزايش حقوق و دستمزد و فشارهاي ناشي از تورم بر بهاي پرداخت شده براي مواد و قطعات خريداري شده ، افزايش هزينه اغلب با نرخ درصد ساليانه بيان مي گردد .

هزينه هاي مستقيم Direct Costs

هزينه ها يي كه به طور مستقيم به يك كار يا بخشي از تجهيزات پروژه نسبت داده مي شوند ، هزينه هاي مستقيم نام دارند . لذا اگر شخصي دو ساعت را صرف ساخت يك قطعة مركب كه اختصاصا” مي تواند به عنوان ملزومات يك پروژة مجزا شناخته شود صرف كند آنگاه هزينة زمان صرف شده توسط شخص هزينه اي مستقيم خواهد بود و مي تواند به اين عنوان ثبت شده وبراي پروژه مطالبه شود .

هزينه هاي كارخانه اي factory costs

قابل اعمال براي پروژه هاي ساخت و توليد ، هزينة كارخانه اي هزينة يك كار يا پروژه پيش از اضافه كردن اضافه بها براي سود( مبلغ مربوط به سود ) است . اين هزينه مشتمل بر تمام هزينه هاي مستقيم و غير مستقيم نيروي انساني ، مواد و مخارج مي باشد . البته با هزينه هاي طراحي اغلب به عنوان هزينه هاي غير مستقيم توليد برخورد مي گردد. ولي بدليل اين كه مثال يك پروژة طراحي و ساخت يكي از اجزاء خاص توليد براي يكبار است ، هزينه هاي طراحي مهندسي مي توانند مستقيما” وابسته شده و براي كار مطالبه شوند .

هزينه هاي ثابت fixed costs

هزينه هايي ثابت ناميده مي شوند كه بدون تغيير باقي بمانند و حتي وقتي كه حجم كار بين صفر تا حداكثر تغيير مي كند نيز صرف شوند . اين هزينه ها شامل هزينه هايي چون حقوق مديريت ، حقوق پرسنل اجرايي ، كرايه ، نرخ دارايي ، ماليات شغلي ، گرمايش ، بيمه و غيره باشد . هزينه هاي ثابت اغلب مي توانند با هزينه هاي غير مستقيم ( سربار) برابر فرض شوند .

هزينه هاي غير مستقيم ( هزينه هاي سربار – سربار ) indirect costs

تدارك و مكان يابي يك كارخانه يا دفتر مديريت عمومي و اجرايي ، گرمايش ، روشنايي ، نگهداري و غيره همگي هزينه هايي هستند كه عموما” در روند اجراي يك فعاليت بايد متحمل آن گرديم . با اين وجود اين هزينه ها نمي توانند بطور مستقيم در هر كار يا پروژه اي يكسان باشند ، بنابراين هزينه هاي غيرمستقيم ناميده مي شوند . اين هزينه ها مي توانند شامل هزينه هاي مخارج كارگران و مواد باشند . به اين هزينه هاي غير مستقيم اغلب هزينه هاي سربار اطلاق مي گردد وبراي سادگي به آنها ” سربار ” مي گويند .

توجه كنيد كه تدارك تسهيلات كارگاهي براي يك پروژة ساختماني ، كه ابتدا مي تواند شامل جايابي و خدماتي باشد كه بايد به عنوان هزينه هاي غيرمستقيم به دفتر اصلي يا دفتر شهر ارجاع شوند و به عنوان هزينه هاي مستقيم طبقه بندي شوند و به همين دليل اين هزينه ها اختصاصا” براي پروژة مورد نظر تهيه شده و تنها مي توانند براي آن پروژة در نظر گرفته شده مطالبه شوند .

تفاوتهاي خاصي بين شركتها در تفسير هزينه هاي مستقيم و غير مستقيم وجود دارند . به عنوان مثال برخي از شركتها هزينة چاپ نقشه براي پروژه ها را نيز مطالبه كرده و آنها را با صدور صورتحساب براي مشتزي پوشش مي دهند.ساير شركتها ممكن است چنين هزينه هايي را به عنوان هزينه هاي غير مستقيم در نظر بگيرند و آنها را به صورت سربارمطالبه نمايند .برخي اوقات طبقه بندي هزينه ها تحت عنوان هزينه هاي مستقيم يا غير مستقيم حتي از پروژه اي به پروژة ديگر متفاوت است و بستگي به اين دارد كه هر مشتري چه چيزي را به عنوان هزينة مستقيم دز نظر گرفته است .

برآوردكنندگان هزينه و مديران پروژه بايد در اين زمينه كه چه چيزهايي هزينه هاي مستقيم و غغير مستقيم را در شركت تشكيل مي دهند آگاهي داشته و نيز بايد به هر پيش بيني خاصي كه در پيشنهاد يا قرارداد هر پروژه موجود است توجه كنند .

اگرچه هزينه هاي مستقيم غالبا هزينه هاي ثابت هستند اما مي توانند شامل بخشي از هزينه هاي متغير باشند . نگهداري يك ادارة مركزي دائمي جزو هزينه هاي ثابت غير مستقيم در نظر گرفته خواهد شد چرا كه اين ادارة مركزي صرفنظر از جهش حجم كاري اين هزينه را بوجود مي آورد . اجاره كردن يك دفتر موقتي براي كاركنان در بخشهاي اجرايي ، يك هزينة متغير است ، بطوريكه تعدادشان بستگي به حجم كاري داشته و مديريت مي تواند بطور دلخواه تصميم به افزايش يا كاهش تعداد كاركنان موقتي ( و همينطور هزينه هاي آنها ) بگيرد . طبقه بندي هزينه هاي سربار به هزينه هاي ثابت و متغير در بسياري از مباحث موجود در اين كتاب مناسب نيست ، ولي در صنايع فرآيندي و توليدي به عنوان يك عامل كنترل بها ي مرتبط با سوددهي و حجم توليد بسيار با اهميت است . با اين حال در تمام كارهاي مشتمل بر پروژه هاي صنعتي ، مديريت خواهان كاهش هرچه مقدور تر هزينه هاي سربار خواهد بود ، چرا كه هزينه هاي سربار زياد بخت شركت را براي رقابت در بازار مصرف كاهش مي دهد . اين وقتيكه ساده ترين و سريعترين صرفه جويي مي تواند انجام گيرد در مورد هزينه هاي سربار متغير نيز صدق مي كند .

بـار نيـروي كــار Labor burden

بار نيروي كار ميزاني است كه _ اغلب به صورت يك درصد توصيف مي گردد_ به كاركنان اصلي ساعتي يا هفتگي اضافه مي شود تا جبران تعطيلي ، وقوع احتمالي بيماري يا ساير غيبت ها را بنمايد ، و مقادير بر حسب سرمايه بوسيلة كارفرما به عنوان سود كاركنان يا بر اساس قانون قابل پرداخت است .( براي مثال در انگلستان اين ميزان مشتمل بر سهم ماليات و بيمة ملي كارفرما است ).

بــار مـــواد Material burden

مواديكه براي يك پروژه خريداري مي شوند، كه به خودي خود به عنوان هزينه هاي مستقيم در نظر كرفته مي شوند ، به نوعي بوسيلة پيمانكاران به منظور پوشش هزينه هاي نظارت و حمل آنها با اضافه بها محاسبه مي شوند .

اين اضافه بها اغلب از 15 درصد يا كمتر براي اقلام خيلي بزرگ كه مستقيما به كارگاه حمل مي شوند تا 25 درصد براي مقادير كم هزينه كه هزينه هاي حمل مرتبط با مقاديرشان زياد است تغيير مي كنند . متداول ترين نرخ براي بارمواد 15 درصد است .

هـزينه هاي سـربـار overhead costs _ نگاه كنيد به هزينه هاي غير مستقيم .

بازيـافت هزينه هاي سربــار overhead recovery

اكثر سيستمهاي هزينه يابي پروژه ها بر مبناي مطالبة نيروي انساني مستقيم ( شامل بار نيروي انساني ) ، بصورت حاصلضرب زمان ثبت شدة هر كار در هزينة استاندارد ساعتي مورد نياز براي هر رده عمل مي كنند. آنگاه يك مقدار نسبي( اغلب به عنوان يك نرخ درصدي ) مي تواند به اين هزينة نيروي انساني اضافه شود تا بخشي از هزينه هاي سربار غير مسثقيم شركت را پوشش دهد .

در برخي صنايع ، نرخ سربار مي تواند تا 100 % ، 200 % و حتي بيشتر برسد ( به عنوان مثال ، در شركتهايي با سطح تحقيق و توسعة منابع بسيار بالا ) . در صنايع متمركز بر نيروي انساني ، با تحقيق و توسعة اندك و بدون سطح مقدماتي بالا ، نرخ سربار ممكن است 50 درصد يا بيشتر باشد . از آنجا كه موقعيت شركتها( حتي جاييكه كار مشابهي را انجام ميدهند ) بطور قابل ملاحظه اي از يكي به ديگري متفاوت است براي مثالهاي اين كتاب نمي توان ميزان نمونه اي عنوان نمود . شركتي كه مي كوشد هزينه هاي غير مسثقيم خود ( و نرخ سربار خود ) را به حداقل برساند آشكارا موقعيت قابل رقابتي از نظر هزينه و قيمت داراست .

اين روش بازيابي هزينه هاي سرباز به عنوان ‘‘ وصول ‘‘ در هزينه هاي مستقيم نيروي انساني هزينه يابي جدبي نام دارد. مقرر كردن نرخ يك كار حسابداري كه خواهان مهارت و ادراك است ميباشد . حصول پاسخ صحيح بستگي به پيش بينيهاي دقيق حجم و برآورد و كنترل هزينة سربار موثر دارد .

اگر حجم كاري برنامه ريزي شده جنبة عيني نداشته باشد ، نيروي مستقيم كمتري مي تواند هزينه شده تا در كاهش مشابهي در بازيافت برنامه ريزي شده نتيجه بخش باشد . وقتي چنين چيزي رخ مي دهد شرايط موجود ‘‘ سربار تحت بازيافت ‘‘ نام دارد .

هزينة اوليه Prime cost

جمع همة هزينه هاي مورد نياز براي يك كار خاص يا يك پروژه ( نيروي انساني مستقيم بعلاوة مواد مستقيم بعلاوة مخارج مستقيم ) اغلب هزينة اوليه ناميده مي شود .

هزينه هاي استاندارد Standard costs

برآورد بودجه و محاسبه و گزارش دهي هزينه براي هر فعاليت يا پروژة در دست اجرا وقتي كسل كننده و غير فابل انجام خواهد بود كه از تمام نرخهاي مختلف پرداختي به اشخاص استفاده شود . براي مثال در مهندس با كارايي مشابه و عنوان كاري يكسان ممكن است دو حقوق مختلف دريافت كنند . چنين اختلافهايي به دلايل بسيار معتبري مي توانند در هر سطحي از مديريت يا نيروي كار رخ دهند . برآورد كنندة هزينه به هيچ وجه نمي تواند افرادي كه ماهها يا سالها بعد از برآورد هزينه آغاز به كار كرده و در كارها دخيل خواهند شد را مشخص كند . حتي اگر بتوان نامها را مشخص كرد ، هيچ تضميني براي اينكه همان افراد آن كار را انجام دهند وجود ندارد .

راه حل خوبي كه براي اين مسئله وجود دارد تطبيق با هزينه هاي استاندارد است .

براي هزينه هاي نيروي انساني ، قدم اول طبقه بندي افراد بر مبناي چند قاعدة مناسب است ( اغلب بر مبناي كاري كه انجام مي دهند و سطح كلي آنها در ساختار حقوقي ) است . براي مثال در اينجا طبقه بندي كه يك شركت براي كاركنان دفتر مركزي خود در پروژه هاي سرمايه اي شامل پروژه هاي مهندسي ، خريد و مديريت ساختمان انجام داده است آورده شده است :

 

رتبــه

مـشمـوليـن

تـوضيــحــات

1

روساي شركت ، مديران قسمتها و كاركنان متخصص مشاور صف

2

مديران پروژه ها و مديران دواير

شامل مهندسين كلية تخصصهاي مهندسي

3

مهندسين پروژه و مهندسين ارشد

بدون توجه به تخصصهاي مهندسي

4

مهندسين پايين رتبـه

بدون توجه به تخصصهاي مهندسي

5

گروه دفتر طراحي راهبرها و بازبين ها

6

نقشه كش ها و طراحــــان

7

كاركنان اجرايي

شامل مامورين خريد ، كارمنــــــدان بازرگـاني منشي ها كاركنـان دفـتري وكلية كاركناني كه در خدمات اجرايي مشغولند و بدون توجه به ارشديت يا حقوق آنها

بهتر است كه تعداد طبقات متفاوت در حداقل نگه داشته شوند ( در صورت امكان كمتر از 10 طبقه). حسابداران هزينة ميانگين حقوقي را براي آنها در هر رتبة استانداردي تعيين مي كنند . آنگاه همة برآوردها و كارهاي واقعي با استفاده از اين رتبه ها و نرخ هاي استاندارد ، هزينه يابي مي شوند . چون استانداردها در حدود بخش حسابداران محاسبه مي شوند ، اين روش همچنين مزيت حفظ اسرار درآمدي اشخاص را داراست : برآوردكنندگان هزينه ها و كاركنان اجرايي چروژه تنها نيازمند داشتن نرخ هاي استاندارد جاري هستند . با اين وجود نرخهاي استاندارد به خودي خود بايد محرمانه تلقي شوند ( براي مثال ممكن است كه توسط رفيب مورد استفاده قرار گيرند ).

هزينه هاي متغير Variable costs

هزينه هاي متغير ، هزينه هايي هستند كه در يك نرخ به سطح فعاليت كاري بستگي دارند . اين هزينه ها بطور نمونه منحصر به هزينه هاي مستقيم مي شوند ولي ممكن است محتويات كوچك غير مستقيمي داشته باشند .

مغايرت هزينه ها Cost variance

يك اختلاف هزينه به هر انحراف اندازه گيري شده بين هزينه هاي برآورد شده ، برنامه ريزي شده ويا بودجه بندي شده و هزينه هاي اندازه گيري شده براي عملكرد مطابق برنامه اطلاق ميگردد . اين مغايرتها بخصوص در گزارشهاي هزينه اي اهميت دادند چرا كه قوانين گزارش دهي يا مديريت را بلا استثناء برآورده مي سازد . واژة مغايرت همچنين در هزينه يابي استاندارد براي تشريح خطاهايي كه بايد كوچك بوده و حاصل بكارگيري ميانگين هاي محاسبه شده است ، بكار مي رود . خطاهايي كه وقتي هزينه يابي دستمزدها و دفتر كل خريد بطور دوره اي با هزينه يابي پروژه تطبيق داده مي شوند آشكار مي گردند .

مغايرتها بخصوص در مديريت پروژه مفيد هستند ، چرا كه خطاها را مشخص نموده و مباني مديريت را بلا استثنا برآورده ميكنند .

در ادامه جزوات سمينار و كارگاه آموزشي بين المللي مديريت و مهندسي هزينه كه توسط دكتر Ko Des Bouvrie تدريس شده در چهار بخش ارائه ميشود.
براي دانلود بخش اول اينجا كليك كنيد
براي دانلود بخش دوم اينجا كليك كنيد
براي دانلود بخش سوم اينجا كليك كنيد
براي دانلود بخش چهارم اينجا كليك كنيد

نوشته های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *