در حال مشاهده اطلاعات شرکت :
شركت نفت خزر
جستجو در شرکت ها :

شركت نفت خزر

آدرس:
دفتر مرکزى در تهران : تهران،تهران- خیابان خالداسلامبولی-خیابان 11 – شماره 19
تلفن: 66154060 – 88722440 – 88722430
دورنگار: 88711386

دفتر مرکزى در مازندران : استان مازندران-شهرستان بهشهر -کیلومتر 3 جاده نیروگاه شهید سلیمی-جنب پایانه های نفتی نکا-بهشهر
تلفن: 5- 5522433- 0152
دورنگار: 88711386
وب سايت: www.kepco.ir
پست الکترونیک:info@kepco.ir

شرکت نفت خزر در دیماه 1376 تاسیس و در شهریور ماه 1377 به ثبت رسید. این شرکت یکی از 5 شرکت اکتشافی و تولیدی زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران می‌باشد. وظایف اکتشاف، توسعه و تولید منابع نفت و گاز در منطقه دریای خزر و سه استان ساحلی آن بعهده شرکت نفت خزر قرار دارد، همچنین نظارت بر مسایل زیست محیطی مرتبط با عملیات اکتشاف و توسعه ذخایر نفت و گاز در دریای خزر نیز از دیگر وظایف این شرکت می‌باشد.

مدیریت شرکت نفت خزر با اعتقاد پیگیری امور اکتشافی خزر بر پایه و اساس علمی، بدور از هر گونه تبلیغات غیر اصولی در اولین گام با مشارکت شرکتهای شل، لازمو، وبا اویل مطالعات جامع و سیستماتیک دریای خزر و محدوده جنوبی آن را در سالهای 79-1377 به انجام رسانید ضمن ایجاد بانک اطلاعاتی جامع شامل اطلاعات پایه لرزه نگاری و پتروفیزیکی، زمین‌شناسی ژئوشیمیائی کلیه اطلاعات فنی مورد نیاز فعالیتهای اکتشافی اعم از اطلاعات لرزه نگاری کشورهای همسایه (آذربایجان 7400 کلیومتر، ترکمنستان 2500 کیلومتر) و اطلاعات مربوط به چاههای آنها تحصیل و با ادغام اطلاعات موجود ساحلی (11 هزار کیلومتر) و برداشت اطلاعات منطقه عمیق (10 هزار کیلومتر)، شبکه لرزه نگاری یکپارچه متصل به 30 چاه ایجاد گردید که چهارچوب اصلی مطالعه را تشکیل می‌دهد.

این اطلاعات باضافه اطلاعات ماهواره‌ای دریا و نقاط نشت نفت و اطلاعات حاصل از عملیات نمونه‌برداری ازمحل نشت نفت درکف دریا و پایه مطالعات جامع زمین‌شناسی، ژئوفیزیکی و ژئوشیمیائی گردید که نتایج درخشانی را فراهم نمود و نهایتاً برای اولین بار تصویر جامعی از ساختارهای موجود در منطقه خزر جنوبی شناسایی گردید که بر اساس آن 46 ساختار کوچک و بزرگ نفتی مشخص، که از این میان تعداد 8 ساختار آن جزو ساختارهای بسیار خوب طبقه بندی گردید. که تمامی این 8 ساختار در قسمت عمیق دریای خزر (بین 550 تا 800 متر ) واقع است.

معرفي هيئت مديره

آقای محمود زیرکچیان زاده
عضو اصلی و رئیس هیئت مدیره
تحصیلات : فوق لیسانس مهندسى شیمى

آقای علی اصولی
عضو اصلی و نایب رئیس هیئت مدیره
تحصیلات : لیسانس مهندسى برق / فوق لیسانس علوم سیاسی

آقای بهمن سروشی
عضو اصلی هیئت مدیره
تحصیلات : فوق لیسانس مدیریت صنعتى

آقای عبدالباقى غفرانى
عضو اصلی هیئت مدیره
تحصیلات : فوق لیسانس

آقای پرویز جوبندی
عضو اصلی هیئت مدیره و مدیر امور اداری ، مالی و پشتیبانی
تحصیلات : لیسانس حسابداری

آقای مسعود جهدی
عضو علی البدل هیئت مدیره و مدیر طرحهای اکتشافی
تحصیلات : فوق لیسانس ژئوفیزیک اکتشافى

آقای محمد کمالیان
عضو علی البدل هیئت مدیره و رئیس امور مهندسی و ساخت
تحصیلات : فوق لیسانس مهندسی نفت

*****************************************************************************************
تاريخ شناخت درياي خزر

نخستین بار، جغرافی دان و مورخ یونانی هکاتی میلتی (قرن 5-6 قبل از میلاد) از دریای خزر با نام «دریای هیریکان» نام می برد. در قرن پنجم پیش از میلاد، هرودوت از بسته بودن دریای خزر و عدم پیوستگی آن با دریاهای دیگر خبر داده است. بر اساس اطلاعات فلاوی آریا، اسکندر مقدونی می خواست درباره پیوستگی یا عدم پیوستگی دریای خزر به سایر دریاها اطلاعاتی کسب کند. این آرزوی اسکندر بعدها در دوره نیکاتور اول پادشاه سلوکی (280- 312 قبل از میلاد) جامه عمل پوشید. او به پاتروکل، فرماندهی که قبلاً در هندوستان بود، دستور داد که در مورد دریای خزر بررسی کند. پاتروکل در بین سال های 282- 285 پیش از میلاد با کشتی از مصب سپید رود تا دلتای رود کورا یا ولگا را پیمود. این احتمال نیز وجود دارد که او تا خلیج قره بغازگل یا شبه جزیره مانقشلاق را پیموده باشد.

استرابون جغرافی دان یونانی (قرن اول پیش از میلاد) اطلاعات مبسوط تری درباره دریای خزر ارائه داده است. بر اساس اطلاعات اراتوسفه، «طول سواحلی از این دریا که در آنجا آلبان ها و کادوس ها زندگی می کنند، 5400 اِستاد* است». پلینی نشان داده است که در بین ساکنان سواحل این دریا، «خزر» دارای بیشترین نام است. بر اساس نوشته های او از ابتدای رود کور، این دریا «کاسپی» نامیده می­شد. در این منطقه کاسپی ها زندگی می کردند. دانشمند رومی پومپونی مِلا (قرن اول میلادی) نشان داده است که دریا به خلیج های هیرکان، اسکیف و کاسپی تقسیم می­شود. از جغرافی دانان بعدی، فقط بطلمیوس (قرن دوم) با نظر هرودوت موافق بود و دریاچه بودن دریای خزر را تصدیق کرد.

اطلاعات دانشمندان عرب و ایرانی که با آثار جغرافی دانان یونان باستان آشنایی داشتند، گسترده­تر است. ریاضی دان و منجم برجسته ایران، خوارزمی، مختصات ریاضی دریای خزر را تعیین کرده است. استخری در کتاب مسالک و ممالک خود، حدود دریای خزر، جزایر آن و رودهایی را که به آن می ریزند و نیز شهرهای ساحلی آن را نام می­برد. مسعودی (قرن دهم) درباره شناورهای روسی، نفت باکو، آتش فشان فعال یکی از جزایر و… اطلاعاتی ارائه داده است. ابوحمید القرناطی در سال 1131 ضمن کشتی رانی در دریای خزر، مشاهدات شخصی خود را درباره کشورهای اطراف خزر، جانوران دریایی، شهر باکو و رودهایی که به دریا می ریزند، در کتاب خود به نام تحفه الالباب و نخبه العجائب به تفصیل بیان کرده است. یاقوت حموی، زکریای قزوینی، ابوالفداء، استخری، ابن خردادبه، مقدسی، حمداله مستوفی و تعدادی از مؤلفان دیگر درباره دریای خزر اطلاعات گوناگون و در پاره ای موارد، اطلاعات مشابهی ارائه داده­اند. مؤلفان عرب در آثار خود، دریای خزر را به نام های گرگان، طبرستان، غوز، آبسکون، دیلم، عجم، باب الابواب، شیروان، باکو، مغان و… نیز ذکر کرده­اند. به گفته یاقوت حموی، دریای خزر در پهلوی «اکفوده» نامیده می­شد. اغلب جغرافی دانان عرب (از جمله مسعودی، قرناطی، دمشقی و…..) دریای خزر را «دریای کوچک» (مقدسی حتی آن را «دریاچه») نامیده­اند. برای دریای خزر 4 جزیره (تعدادی از مؤلفین 2 جزیره) برشمرده و درازای آن را 800 میل و پهنای آن را 600 میل ذکر کرده اند.

نام های دریای مازندران

این دریا دارای اسامی بسیاری است که به مهمترین آنها در این مختصر اشاره می شود:

1. در مآخذ یونانی و رومی قدیم: دریای کاسپی ها، دریای هیرکانی، دریای آلبانیا، دریای سکوت ها.

2. در مآخذ لاتینی: کاسپیوم ماره، هورکانویم ماره، آلبانیوم ماره، سکوتیکوم ماره.

3. در زبان اروپایی: دریای کاسپین.

4. در مآخذ روسی قدیم: خوالتیسکیم موره.

5. در مآخذ جغرافی دانان مسلمان، در کتاب های تاریخی و جغرافیایی تاریخی مانند:

– اصطخری در المسالک و الممالک

– اسماعیل عمادالدین ابوالفداء

– مسعودی در مروج الذهب

– حمداله مستوفی در نزهه القلوب

– ابن فقیه در مختصر کتاب البلدان و یعقوبی در کتاب البلدان

– ابن رسته در علاق النفیسه

برای دریای مازندران اسامی گوناگونی آورده­اند که یاقوت حموی در معجم البلدان برخی از آنان را ذکر می­کند و می­نویسد:

[بحر الخزر] بالتحریک و هو بحر طبرستان و جُرجان و آبسکون کلها واحد… و هو بحر واسع عظیم لااتصال له بغیره و یسمّی أیضاً الخراسانی و الجیلیْ و ربما سماه بعضهم الدُّوّاره الخراسانیه…

از بررسی منابع فوق معلوم می شود اسامی این دریا به صورت های زیر بوده است:

دریای خزر، دریای طبرستان، دریای آبسکون، دریای خراسانی، دریای گرگان، دریای قزوین، دریای جیلی، دریای ساری، بحر ارقانیا، بحر باب.

یاقوت به نقل از حمزه اصفهانی اسامی دیگری نیز اضافه کرده­است. مانند اکفوده دریا و می­گوید: ارسطا طالیس آن را ارقانیا خوانده و بعضی ها نیز این دریا را به اشتباه خوارزم می­گویند که با بررسی منابع فوق مشهورترین نام های دریای مازندران مشخص می­شود که عبارت اند از: کاسپین، آبسکون، قزوین، ارقانیا، بحر باب، طبرستان و بالاخره «خزر» که به توضیح مختصری درباره هر یک می­پردازیم.

الف) دریای کاسپین

در مورد ریشه این واژه نظریات مختلفی وجود دارد:

در فرهنگ پارسی باستان، این دریا به نام «وارکَ شْ» مرکب از دو واژه «وُاوُ» همان معنای «فراخ و پهن» و «کَ ش» به معنی «کرانه و ساحل» است. «وُاوُ» همان معنای «پراخ» در اوستاست که با گذشت زمان تبدیل به فراخ و پهن شده است.

«کَ ش» همان «کَ سَ» است که در زبان پهلوی به «کرت» و در زبان فارسی امروزی به کرانه تبدیل شده است و لذا عده­ای بر این باورند که کاسپین از همان «وارک ش» است که از دو واژه «کَ سَ» و «پین» گرفته شده است که به معنی کرانه پهن و فراخ است.

– عده ای می­گویند: کاسپین برگرفته از نام قوم کاسپی است که در این منطقه زندگی می­کردند.

– عده ای می­گویند: کاسپی جمع «کاس»، «پی» علامت جمع است و کاسیان همان کاسپی ها هستند که در سرزمین لرستان کنونی می­زیند.

– عده ای دیگر می­گویند: کاسپین همان «کاسبین» هست و همان کاسبیه که در زبان گیلکی «کاس» به معنای چشم زاغ و «بیه» در گذشته رودخانه یا ساحل آن را می­گفتند. بیه پس مغرب سفیدرود بود و بیه پیش گیلان شرقی نامیده می­شد. ظاهراً افرادی که در ساحل دریای مازندران زندگی می­کردند، مردمانی سفیدپوست، پریده رنگ و زاغ چشم بودند. به این دلیل به این دریا کاسپین گفته شده است.

به هر حال جنوب دریای مازندران زیستگاه اقوام تاریخی کاس بوده که به دو شعبه کاسپی ها و کاسی ها تقسیم می­شدند. بدین ترتیب مشخص می­شود که نام کاسپین بر این دریا اطلاقی درست است و قوم کاسپی ها بر منطقه بزرگی از ایران حتی تا قزوین سکونت داشته اند و بنابراین نام این قوم بر این دریا به جای ماند. عده­ای نیز بر این باورند که قزوین معرب همان کاسپین است، لذا دریای کاسپین را دریای قزوین نیز گفته­اند. البته درمورد وجه تسمیه قزوین نظریات دیگری نیز هست.

ب) آبسکون

آبسکون یا آبسگون بندر مهمی در مصب رودخانه گرگان نزدیک گمیشان یا گمیش تپه کنونی در کرانه جنوب خاوری دریای مازندران بوده­است. در مقابل این بندر جزیره یا جزایری هم به این نام وجود داشته که آخرین پناهگاه سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه محسوب می­شود که از پیش مغولان می­گریخت. او در سال 617 ه.ق در همان جزیره در گذشته است.

آبسکون بین شهرهای گرگان و استرآباد واقع بود و با هر یک از این دو شهر یک روز فاصله داشته است. آبسکون از بنادر مهم تجاری و بازرگانی آن زمان محسوب می­شده است.

این بندر به طور طبیعی مانع و حصاری در مقابل یورش ترکان و قبایل غز بوده است. بنابر قول عده­ای از جغرافی دانان، این جزیره در قرن چهارم هجری و یا در قرن هفتم هجری از بین رفته و آب آن را فرا گرفت.

بدین ترتیب اطلاق نام آبسکون به دریای مازندران درست است اما به دلیل از بین رفتن این جزیره مطرح کردن این نام معقول به نظر نمی­رسد.

پ) دریای قزوین

با توجه به دوری قزوین به دریای فعلی، نهادن نام قزوین بر این دریا مناسبت چندانی ندارد.

ت) ارقانیا

آنچه در منابع قدیم به نام ارقانیا آمده، همان هیرکانی یونانی است که در کتابها هورکانیوم آمده است. هورکان همان گرگان است و این دریا را هورکانی یا ارقانیا گفته اند که تسمیه درستی بوده است.

ث) بحر «باب»

نام گذاری آن دریا به بحر «باب»که در اعلاق النفیسه و کتاب ابولفداء آمده، به دلیل وجود شهر «دربند» یا «باب» یا «باب الابواب» است که شهری نزدیک شروان و بر ساحل باختری دریا بوده است. انوشیروان در زمان سلطنت خود برای جلوگیری از هجوم اقوام مختلف مانند تاتارها و خزرها به داخل مرزهای ایران، دیواری به طول هفت فرسنگ بنا کرده که گفته می­شود بقایای این دیوار که به آن دیوار قفقاز می­گفتند هنوز باقی است. در قدیم آن را «ایران دژ» نیز می­نامیدند و بعضی آن را همان سد سکندر خوانده­اند.

این نام گذاری نیز درست است، ولی بعدها به دلیل از بین رفتن «باب الابواب» این نام گذاری نیز متروک شد.

ج) طبرستان یا مازندران

طبرستان که معرب «تپورستان» است از نام قوم تپورها گرفته شده که قبل از ورود آریایی ها در نواحی شمالی ایران از بلخ تا آذربایجان پراکنده بودند و با یورش آریایی ها به منطقه مازندران رانده شدند. بنا به قول دیگر، طبرستان نام منطقه­ای مرتفع و کوهستانی واقع در سواحل جنوبی دریای مازندران است و کلمه طبر در زبان بومی به معنی «کوه» و بنابراین طبرستان به معنی ناحیه کوهستانی است. البته درباره وجه تسمیه مازندران آرای دیگری نیز وجود دارد اما به هر حال جغرافی نویسان مسلمان می­نویسند: در قرن هفتم کلمه مازندران که تقریباً مصادف و هم معنی با طبرستان است جایگزین آن شده است.

چ) دریای گیلان

چنان که گذشت، یاقوت و دیگران این دریا را «دریای جیلی» نام می برند. «جیلی» معرب گیلی است و منسوب به قوم «گیل» که گیلان هم به همین معناست. این نام گذاری هم درست بوده، اما شهرتی پیدا نکرده است.

ح) خزر

اما معروف ترین نام دریای مازندران که بر سر زبان ها است، دریای خزر می­باشد که در منابع اسلامی هم از آن یاد شده­است. حال اینکه چرا بین این همه نام در پنجاه سال اخیر فقط نام خزر معروف شده است، دقیقاً مشخص نیست. در بین جغرافی دانان عرب، ابن خلدون دریای خزر را منسوب به قوم خزر یا منسوب به قوم «غزها» دانسته و برخی با پیروی از ابن خلدون خزرها را همان غزها دانسته و ترک نژاد می­دانند.

اما خود ابن خلدون این دریا را بیشتر به نام دریای طبرستان نامیده و بارها به این کلمه اشاره کرده است. اما غیر از ابن خلدون نظریات دیگری نیز هست و واقعیت بر این است که دریای خزر را باید وابسته به قوم خزر دانست.

قوم خزر در قرن دوم ق.م ابتدا در قفقاز ظاهر شدند و بعدها بین دو رود ولگا و دن ساکن گردیدند و دولت بزرگ و مقتدری را تشکیل دادند که پایتخت خود را نخست در شهر بلنجر و بعدها شهر ایتل یا اتل قرار دادند که در محل حاجی طرخان کنونی واقع است. این قوم سالیان متمادی با ایران و روم همسایه بودند و روابط توأم با صلح و جنگ بسیاری با همسایگان خود داشتند که حتی گفته شده در یک هجوم خود تا دینور و همدان پیشروی کردند. این قوم جنگجو و خونریز همیشه در معرض وسوسه انگیزیهای امپراتوری بیزانس علیه ایران و ارامنه قرار داشتند. به همین دلیل هر چند گاه یک بار به شهرهای ایران و ارمنستان می­تاختند. پادشاهان ساسانی برای جلوگیری از یورشهای متعدد آنان، رشته استحکاماتی در کوههای قفقاز بنا کردند که بزرگترین آنها شهر در بند یا باب الابواب بود.

پس از ظهور اسلام و فروپاشی دولت ساسانی و تصرف ارمنستان به دست اعراب، خزرها با مسلمانان همسایه شدند و ابتدا برخلاف سایر هم نژادان خود که مسلمان شده بودند در مقابل دین اسلام مقاومت کردند، اما پس از جنگهای پراکنده­ای که بین آنان و مسلمانان درگرفت، خاقان خزر با قبول پیمان صلحی که با مسلمانان منعقد کرد، به اسلام گروید. اما بعداً خزرها دین خود را تغییر دادند وابتدا مسیحی و سپس یهودی شدند. نهایتاً یورش عظیم مغولان ضربه­ای کاری بر پیکر خزرها وارد آورد تا سرانجام در سال 965 م / 354 ه.ق به طور کلی متلاشی شدند و از بین رفتند.

خزرهای یهودی که خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند، دسته دسته به سوی اوکراین، مجارستان، لهستان و اروپای شرقی رانده شدند و با پراکندگی در کشورهای مختلف، بعدها به یهودیان سرگردان مشهور شدند.خزرها قومی بودند که در حدود هزار سال پیش از بین رفتند و اثری از آنان باقی نمانده است.

منبع:

کتاب دریای خزر در یک نگاه (مؤسسه مطالعات دریای خزر) _ دبیر مجموعه حمیرا مشیرزاده

————————————————————————————————————————————————–
محيط زيست درياي خزر
دریای خزر به لحاظ تأثیر آب و هوای مناطق هم جوار و با برخورداری از جزایر، تالاب ها، خلیج ها و مصب رودخانه­های مختلف و زیست گاهی منحصر به فرد، اهمیت بوم شناختی (اکولوژیک) به سزایی دارد.

اقلیم حیاتی حوزه خزر سبب گردیده است که در بخش هایی از آن به ویژه سواحل جنوبی، جنگل های مطلوب و منحصر به فرد ایجاد شود. این دریا به عنوان یک آبراه، معبری مناسب و مشترک میان پنج کشور ساحلی آن به شمار می­آید.

متن ذیل به بررسی محیط زیست این دریا و شرایط اقلیمی آن پرداخته است.

وسعت
دریای خزر، وسعتی در حدود 386400 کیلومتر مربع را دارا می­باشد. طول خط ساحلی آن نیز حدود 7000 کیلومتر است که حدود 1000 کیلومتر از آن (از آستارا تا رودخانه اترک) جزو سواحل ایران، حدود 2300 کیلومتر از آن جزو سواحل قزاقستان، 1642 کیلومتر جزو سواحل ترکمنستان، 825 کیلومتر جزو سواحل آذربایجان و 695 کیلومتر از آن جزو سواحل روسیه (داغستان 490 کیلومتر، کالمکیا 110 کیلومتر، آستاراخان 95 کیلومتر) می­باشد.

حجم آب دریای خزر 78700 کیلومتر مکعب برآورد گردیده و طول آن حدود 1200 کیلومتر از شمال به جنوب با عرض 200 تا 450 کیلومتر محاسبه شده است. گودی این دریا در بخش شمالی، 10 تا 12 متر، در بخش میانی تا 770 متر و بیشترین عمق آن نیز 1025 متر است که عمدتاً در نواحی جنوبی آن قرار گرفته است. سطح آب دریاچه در حدود 26 تا 28 متر) برحسب سالهای مختلف) از سطح آب دریاهای آزاد، پایینتر است. این دریا از طریق ولگا و همچنین کانال ولگا- دن که مجهز به حوضچه های تنظیم سطح آب و برقراری هم ترازی آب است، به طور غیر مستقیم با دریای بالتیک و دریای سیاه ارتباط دارد.

به طور سنتی دریای خزر به سه بخش تقسیم می­شود.

1. بخش شمالی کم عمق ترین بخش بوده و حدود 25 درصد از سطح دریا را شامل می­شود و میانگین عمق آن حدود 10 متر و حداکثر 20 متر می­باشد.

2. بخش میانی حدود 36 درصد از سطح دریا را شامل می­شود و دارای عمق متوسط 190 متر و حداکثر 788 متر می­باشد.

3. بخش جنوبی دریای خزر که حدود 39 درصد از سطح و حجمی بیش از 65 درصد از آب دریا را شامل می شود که حداکثر عمق آن 1025 متر است.[1]

شوری آب

میزان شوری آب دریای خزر حدود 64/12 تا 68/12 گرم در لیتر است. میزان شوری در بخش های مختلف آن نیز متفاوت است.

دمای آب

متوسط دمای آب به ازای هر درجه عرض از شمال به جنوب به میزان 8/0 درجه سانتی گراد افزایش می یابد. گرم شدن آب سطح دریا تفاوت های لایه ای حرارتی با عمق 30-40 متر ایجاد می کند. در پاییز تفاوت لایه ای حرارتی کمتر مشخص می شود و در زمستان این حالت از میان می رود.

رژیم باد

باد نیز در دما و جریان های دریایی مؤثر است. هوای دریای خزر در زمستان ثبات و استواری منطقی ندارد. در این فصل غالباً دریا طوفانی است و جهت بادها و همچنین دمای هوا به طور دائم در حال تغییر است.

بادهای دریای خزر به پنج گروه اصلی تقسیم می گردد:

1. بادهای شمال غربی که معمولاً سرعت یکنواخت دارند و بر تمام سطح دریا می وزند و از شمال غربی به جنوب شرقی تا حدود شبه جزیره آبشوران را تحت تأثیر قرار می دهند.

2. بادهای شمال- شمال غربی که به تدریج در نزدیکی شبه جزیره آبشوران تغییر جهت می دهند و به سمت شمال می وزند.

3. بادهای شمال شرقی و شرق _ شمال شرقی که ویژگی های مخصوص به خود دارند. سرعت شدیدترین بادهای این گروه 16 تا 20 متر در ثانیه است که گاهی سیکلون ها یا گردبادهای خفیفی هم ایجاد می کنند.

4. بادهای جنوبی شرقی که زمانی شدید و زمانی ملایم اند.

5. بادهای دارای سرعت متناوب با زمان وزش گاه کوتاه و گاه به صورت گردباد.

در سواحل ایران بیشتر گیله وا (بادهای شمال شرقی) و دشت وا (بادهای شمال غربی) زمانی که شدت دارند، طوفان ایجاد می کنند.

فون و فلور

در دریای خزر 727 گونه جانوری از 374 جنس زندگی می کنند که حدود 7 درصد این تعداد صرفاً محدود به این پهنه آبی هستند. حدود 100 گونه ماهی و یک گونه پستاندار دریایی (فک) در این دریا شناسایی گردیده است. 782 گونه و زیرگونه گیاه دریایی در دریای خزر وجود داشته که از این میان 5 گونه از آنها را گیاهان آلی تشکیل داده و دیاتومه ها، با 294 گونه بیشترین گونه گیاهی را به خود اختصاص می دهند.

منابع ماهی دریای خزر از لحاظ تنوع و ذخایر صید یکنواخت نیست. برای مثال کیلکای معمولی، به طور عادی در بخش های باز جنوبی دریای خزر صید می­شود و تاس ماهی بیشتر در دلتای رودخانه های ولگا و اورال.

تنوع زیستی ماهیان دریای خزر به دلیل گذشته زمین شناختی پیچیده این دریا، بالا و پایین رفتن قابل ملاحظه سطح آن، غیر نمکی و نمکی بودن و خصوصیات ویژه برخی از قسمت ها به لحاظ خصوصیات آب و ترکیبات شیمیایی آن است.

بر اساس تقسیم بندی کاربردی ماهیان مورد بررسی به سه دسته تقسیم می شوند: ماهیان خاویاری، ماهیان استخوانی و ماهیان کیلکا.

ماهیان خاویاری

ماهیان خاویاری یا تاس ماهیان از خانواده اسیپنسریده Acipenseridae هستند.

§ انواع ماهیان خاویاری:

– فیل ماهی

– ماهی شیپ

– تاس ماهی روسی یا چال باش

– تاس ماهی ایران یا قره برون

– ماهی ازون برون

– استرلیاد

– کالوگا

ماهیان استخوانی

در دریای خزر (آب های ایران) جمعاً 14 گونه و زیرگونه از ماهیان استخوانی مورد بهره برداری اقتصادی قرار می­گیرد. ذخایر ماهیان استخوانی از نظر تأمین معیشت صیادان بسیار با اهمیت تلقی می­شود.

§ انواع ماهیان استخوانی

– ماهی سفید

– ماهی کفال

– ماهی سوف

– ماهی سیم

– ماهی کپور

– ماهی کُلمه

– ماهی ماش

ماهیان کیلکا

ماهی کیلکا متعلق به خانواده Clupeidae جنس Clupeonolla است. این جنس در دریای خزر سه گونه دارد:

§ انواع ماهیان کیلکا

– کیلکا آنچوی

– کیلکای چشم درشت

– کیلکای معمولی

رودهایی که از خاک ایران به دریای خزر می ریزند

الف- تعداد رودها و مشخصات کلی آنها

همانطور که پیش تر اشاره شده 864 رود کوچک و بزرگ دائم و فصلی از خاک ایران به دریای خزر می ریزند. مساحت حوضه آبریز آنها در مجموع 197760 کیلومتر مربع یعنی تقریباً 12% مساحت ایران است.

مشخصات کلیه رودهایی که از ایران یا حوالی مرزهای آن سرچشمه می گیرند (مانند اترک و ارس) و به دریای خزر می ریزند عبارتند از:

– طول بیشتر آنهایی که از سلسله کوه های البرز سرچشمه می گیرند کوتاه و آب آنها اغلب آنقدر کم است که حتی در مواقع طغیان هم قابل عبور هستند.

– رودهای ارس، سفیدرود و اترک به طور نسبی مساحت حوضه آبریزی وسیع و طول بیشتری دارند و به همین مقدار هم آب آنها از مقدار آب دیگر رودها بیشتر است.

– به علت آنکه مسیر آنها از ارتفاعات با شیب تند می گذرد در طول مسیر آبشارها و دره های عمیق و پرپیچ تشکیل داده و برای کشتیرانی مساعد نیستند.

– بعضی از آنها در نتیجه عبور از زمین های شور و تلخ، املاح بیشتری به خود جذب کرده و به هنگام ریختن به دریا در فصل کم آبی شور هستند، مانند گرگان رود و رود قره سو.

ب- اسامی و پاره ای مشخصات برخی از رودها

همانطور که اشاره گردید تعداد رودهایی که از ایران به دریا می ریزند خیلی زیاد است که ذکر تمامی آنها میسر نیست. از این رو نام برخی از آنها ذکر می شود:

– رود اترک

– رود گرگان

– رود قره سو (سیاه آب)

– رودهای دیگر ناحیه گرگان: رودهای فندرسک، ول افرا، سرمحله، کال افرا، نوکنده، سرتاق، جفا کنده، باغو (این رود بالنسبه بزرگ است)، الوند کیا، دنگلان، کرد محله، لورا، هشت یکه، پخه، مزنک، لیوان، جرکلباد، خورشید کلا، سراج محله، کلا کیله، شاه کیله، ملا کیله، کاظم کیله، قره تپه کز، بخار کلا، کپور، جرون جه، بهرام علی کیله، سود گنجه، چهار امام، کفترخان، قرق و تقی آباد.

– رود نکا (نیکا)

– سفید رود

خلیج ها و تالاب های ساحل جنوبی دریای خزر

خلیج ها که به صورت بریدگی های کنار دریا در خشکی پیشروی کرده اند، در تمام جهات دریا دیده می شوند. خلیج های واقع در جنوب دریای خزر از مزیت عمق نسبی نیز برخوردارند که سبب شده است که از قدیم لنگرگاه خوبی برای کشتی ها باشند. این شرایط از نظر بازرگانی و حمل و نقل کالا بسیار با ارزش است. در شرایط پایین بودن سطح آب، کشتی ها اغلب قادر به حرکت نیستند مگر در مدخل و قسمت های نزدیک به آن که با کشتی های ماسه کش، گود شده­اند. اما در سال هایی که سطح آب دریا بالا است (مانند چند سال اخیر) این مسائل کمتر پیش می­آید. ایران که در ساحل جنوبی خزر واقع شده است دو خلیج مهم دارد که عبارتند از: خلیج گرگان و خلیج انزلی که در این خلیج ها تالاب های میانکاله و انزلی واقع شده­­اند. این تالاب ها از نظر بوم شناختی جزو مناطق حساس به حساب می آیند.

منبع:

کتاب حفظ محیط زیست دریای خزر، راهکارهای دیپلماتیک، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، بهرام مستقیمی.

******************************************************************************************

 ويژگيهاي آب دریای خزر

ویژگی و مشخصات آب دریای خزر به گونه ای است که تغییر هریک از آنها می تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر دیگر ویژگی های آن تأثیر گذار باشد، به گونه ای که برخی ویژگی های آب این دریا با ویژگی آب اقیانوس ها متفاوت است. از این رو؛ اثرات تغییرات و نوسان تراز آب دریای خزر بر روی فرآیندهای تبخیر، چرخه و جریان آب، رسوبگذاری و فعالیت های زیستی و انسانی در صنعت دریا بسیار گسترده است. از طرفی حرکت آب در حوضه، تغییر شکل حوضه، تغییرات دما و شوری و بیلان آب، می تواند عاملی جهت نوسان تراز آب دریای خزر باشد. برخی از این ویژگی ها عبارتند از: شیمی آب، نوسان تراز آب دریای خزر، فیزیکی آب.

شیمی آب

بررسی شیمی آب دریای خزر که از نظر روش مطالعه تفاوت اصولی با هم ندارند، نتایج مشابهی را ارائه می­دهد. سهم یونهای تشکیل دهندة نمک آب دریای خزر و مقایسه آن با ترکیب آب اقیانوس ها، نشان می­دهد که در محیط های آبی که بیشتر تحت تأثیر مواد همراه آورد رودخانه ای قرار دارند، کاهش یون کلر و افزایش کربنات، سولفات و کلسیم قابل مشاهده است.

مؤلفه­های اصلی بیلان نمک آب دریای خزر عبارتند از : ورود از آب رودخانه ای (31%)، از آب زیرزمینی(61%)، بارش بر روی دریا (2%) و خروج از طریق رسوبگذاری کربناته و رسوبگذاری در خلیج قره بغاز ( که بستگی به ورود آب و میزان ورودی بر حسب تراز از آب دریا دارد).

کل نمک ورودی به دریای خزر 203 هزار تن در سال و خروج نمک حدود 46 هزار تن درسال می­باشد. با این حساب سالانه حدود 157 هزار تن بیلان مثبت وجود دارد . این مقدار نمک می تواند سالانه 02/0 % شوری آب دریای خزر را افزایش دهد.

در هر حال تغییرات شوری آب دریای خزر با شرایط هیدرومترولژیک کنونی بسیار ناچیز می­باشد. میزان اکسیژن محلول در آب دریای خزر متأثر از دمای آب، ورود آب رودخانه ای، فتوسنتز و تراز آب دریا است. از این رو مقدار اکسیژن در فصول مختلف و در نواحی مختلف دریا متفاوت می باشد. در بخش مرکزی ناحیه خزر شمالی توزیع اکسیژن محلول تقریبا یکنواخت است.

درخزر میانی و جنوبی بیشینة اکسیژن محلول درنواحی کم عمق ساحلی و نواحی دلتایی دیده می­شود( بجز مناطق بسیار آلوده مانند خلیج باکو و سومگاییت)، به علت جریان آب سرد از خزر شمالی در طول ساحل باختری و جریان آب گرم در طول ساحل خاوری، همیشه میزان اکسیژن محلول درسواحل باختری بیش از مقدار آن در سواحل خاوری است. در مناطق عمیق دریای خزر در همه فصول با افزایش ژرفا ، مقدار اکسیژن محلول کاهش می یابد. درعین حال حتی در مناطق عمیق دریای خزر به علت اختلاط ناشی از جریان همرفتی ممکن است بطور نسبی مقدار اکسیژن بالا باشد.

بیشتر مواد مغذی در این دریا از طریق آب رودخانه وارد آن می شود بطوریکه رود خانه ولگا به تنهایی 80% این مواد را تامین می­کند.

خروج مواد مغذی از آب دریا عمدتاً بصورت تجمع در رسوبات بستر صورت می گیرد( بیش از 95% مواد مغذی ).

از نظر توزیع مواد مغذی در گستره دریای خزر، مناطق کم عمق ساحل باختری ، نواحی دلتایی و نواحی متأثر از عوامل انسانی (مانند خلیج باکو ، خلیج کراسنوودسک ناحیه ساحلی ماخاچ قلعه و فورت شوچنکو ) دارای تمرکز بالای این مواد هستند. در نواحی عمیق خزر میانی و جنوبی توزیع عمودی مواد مغذی متأثر از شدت اختلاط ناشی از جریان همرفت است و با افزایش عمق میزان این مواد افزایش می یابد. دینامیک غلظت مواد مغذی در آب دریای خزر تحت تأثیر عوامل مختلفی است که مهمترین آنها عبارتند از : نوسانهای فصلی مختلف، شدت تبادل بین رسوب و آب، شرایط یخبندان زمستانی درخزر شمالی، و فرایند چرخه عمودی آب در مناطق عمیق دریا.

مواد آلی درهیدروشیمی و ژئوشیمی حوضه های آبی، چرخه مواد و انرژی در این حوضه ها نقش بزرگی را ایفا می­کنند . در محیط های آبی بسته ورود مواد آلی رودخانه ای اهمیت بیشتری می­یابد. در دریای خزر 80% مواد آلی رودخانه ای توسط ولگا تأمین می­شود.

منبع اصلی مواد آلی دریای خزر فیتوپلانکتونها هستند که بیش از 97% مواد آلی موجود در دریا را تأمین می کنند، نقش ماکروفیتها در تولید مواد آلی دریای خزر چندان قابل توجه نمی­باشد. در بیلان مواد آلی دریای خزر (خروج مواد آلی ) تجزیه مواد سهم عمده ای (98%) دارد. از اینرو تولید فیتوپلانکتون و تجزیه آنها در دریای خزر مولفه های اساسی چرخه مواد آلی هستند.

توزیع فضایی _ زمانی PH در دریای خزر تحت تأثیر عوامل بیوشیمیایی و فیزیکوشیمیایی (فتوسنتز، تجزیه مواد آلی، تنفس آبزیان، وضعیت سیستم کربناته و غیره) و هیدرولژیک ( آب رودخانه ای، دینامیک آب، دمای آب و غیره) است . بر حسب میزان تأثیر این عوامل، غلظت یون هیدروژن در بخش های مختلف خزر میانی و جنوبی از 3/8 تا 6/8 در سطح تا 7/7 و 0/8 در لایه های نزدیک بستر تغییر می­کند. در خزر شمالی بالاترین میزان PH در نزدیکی دهانه رودخانه ولگا مشاهده می­شود.

جدول(1) : PH آب دریای خزر در نواحی مختلف

PH

ژرفا (متر)

نام ناحیه

46/8

0

خزر جنوبی

29/8

100

04/8

600

01/8

800

43/8

0

خزر میانی

29/8

100

18/8

600

46/8

0

مرز خزر میانی و جنوبی

29/8

100

22/8

200

49/8

0

مرز خزر شمالی – میانی

48/8

10

44/8

25

فیزیک آب

– جریان و چرخه آب

جریان آب در دریای خزر منشاء مختلفی دارد. جریان ناشی از ورود آب رودخانه ای ، جریان ناشی از وزش باد و جریان ناشی از اختلاف چگالی بخشهای مختلف آب از مهمترین جریان های دریای خزر هستند.

جریان رودخانه ای در لایه سطحی اثرگذار است. وزش باد در جریان در 50 متر اول لایه آب اهمیت داردو نقش مستقیم باد در جریان عمدتاً در لایه سطحی 10_0 متر می­باشد. جریان در لایه های عمیقتر تحت تأثیر اختلاف چگالی آب است. جریانهای ناشی از اختلاف چگالی معمولاً دارای سرعتهای پائین هستند.

جریان آب سطحی در خزر شمالی از نوع رودخانه ای و بدون حضور باد در جهت شمال به جنوب است. درهنگام وزش باد اثر جریان رودخانه محدود به ناحیه دلتایی می شود و در بقیه نقاط متأثر از جهت وزش باد است که در سطح در جهت وزش باد و در نزدیک بستر خلاف جهت وزش باد می­باشد.

جریان سطحی در خزر میانی خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت و در خزر جنوبی در جهت عقربه های ساعت است. در عین حال حرکت عمومی آب از شمال باختری به سوی جنوب و از جنوب خاوری به سوی شمال است. درناحیه ساحلی جریان ها عمدتاً ناشی از شکست موج می­باشد و بستگی به زاویه برخورد موج به ساحل دارد.

چرخه آب دریای خزر ناشی از اختلاف شرایط دما_ شوری آب می باشد. دمای آب سطحی دریای خزر شمالی در تابستان به حداکثر حدود 25 درجه سانتیگراد و در زمستان به حداقل حدود صفر درجه می­رسد.

دمای آب خزر میانی در زمستان تقریباً یکنواخت است به طوریکه در لایه سطحی حدود 6 درجه سانتیگراد و در لایه نزدیک بستر (عمق 600 متر) حدود 5 درجه سانتیگراد است. در تابستان دمای آب در این ناحیه از 24 درجه سانتیگراد در سطح به 5 درجه سانتیگراد در عمق نزدیک بستر تغییر می کند. دمای آب خزر جنوبی در زمستان از 10 درجه سانتیگراد در لایة زیر سطحی (عمق 40 متری) تا 6 درجه سانتیگراد در لایه های عمیق (600 متری) تغییر می­کند. این تغییرات در تابستان از 27 درجه سانتیگراد (در سطح) تا 6 درجه سانتیگراد (عمق 600 متری ) است.

افزایش شوری و کاهش دما سبب افزایش چگالی آب و کاهش شوری به همراه افزایش دما سبب کاهش چگالی آب می شوند. از آنجاییکه دما و شوری آب از سطح به عمق و همچنین در بخشهای مختلف دریای خزر متفاوت است، می توان توده های آب (یا لایه های آب) با ویژگی های دما _ شوری تقریباً مشابه و به تبع آن چگالی تقریباً مشابه در دریای خزر را از هم تفکیک نمود. بر این اساس دریای خزر به چهار توده آب تفکیک شده است :

1. توده آب خزر شمالی

2. توده آب سطحی خزر

3. توده آب عمیق خزر میانی

4. توده آب عمیق خزر جنوبی

آب خزر شمالی به دلیل عمق کم دارای شوری کم و تغییرات دمایی زیاد می­باشد. در حد فاصل خزر میانی و جنوبی به علت وجود برآمدگی بزرگ بین آنها ( حدفاصل جمهوری آذربایجان – ترکمنستان ) که عمق آب در آنجا به 150 متر می­رسد، امکان تبادل آسان آب های عمیق خزر میانی و جنوبی نمی­باشد. از این رو دما، شوری و چگالی آنها متفاوت است، اما آب سطحی آنها دارای خصوصیات یکسانی است. از اینرو تودة آب سطحی خزر مربوط به سطح خزر میانی و جنوبی است. اختلاط این چهار توده آب به آرامی صورت می­گیرد و روند آن به این صورت است:

در آغاز دورة گرم سال آب رودخانه ای با شوری کم و دمای کم از شمال غرب خزر به جنوب حرکت می کند و در ساحل شرقی به علت تبخیر زیاد با شوری بیشتر به سمت شمال حرکت می نماید. در دورة سرد سال در مرز خزر میانی نفوذ می کند، آب لایه های میانی ناحیه خزر میانی از روی برآمدگی آبشوران ( در خزر میانی _ جنوبی ) به خزر جنوبی نفوذ می کند به این ترتیب چرخه آب دریای خزر شکل می­گیرد.

– موج

در دریای خزر. امواج آب به دلایل مختلفی ایجاد می­شوند. امواج ناشی از زمین لرزه در بستر دریا یا حاشیه آن ، امواج ناشی از ورود حجم زیاد آب رودخانه ای به دریا در فصل بهار، امواج ناشی از جابجایی آب در هنگام توفان، امواج ناشی از تغییر فشار هوا بر روی دریا، امواج جزر و مدی، امواج ناشی از وزش باد و امواج ناشی از اختلاف چگالی در ستون آب .

دریای خزر گرچه حوضه آبی بسته است، اما به دلیل گستره زیاد و عمق بسیار آن و همچنین سامانه های جوی مختلف گذری بر روی آن، بادهای شدید و توفانی بر روی آن شکل می­گیرد و به تبع آن امواج توفانی و مرتفع ایجاد می­شوند. همانند رژیم باد بر روی این دریا، رژیم موج نیز در آب عمیق به هشت ناحیه مختلف تقسیم شده است. رژیم موج در ناحیه کم عمق بسیار وابسته به ناهمواری بستر و خط ساحلی است و از این نظر نیازمند تقسیم بندی های بسیار جزئی می­باشد. در ناحیه خزر شمالی به دلیل عمق کم آب امکان توسعه امواج مرتفع وجود ندارد، همچنین در زمستان سطح آب عمدتاً توسط یخ پوشیده می­شود و امکان توسعه امواج وجود ندارد. خزر میانی از نظر رژیم موج خطرناکترین بخش دریای خزر است. همچنانکه در این ناحیه امکان رویداد بادهای شدید و طوفانی در طول سال زیاد است، به تبع آن امواج طوفانی نیز شکل می گیرند. مرتفع ترین موجی که در این ناحیه ثبت شده (12 متر) مربوط به توفان سال 1957 میلادی در سواحل جمهوری آذربایجان است.

امواج حاصل از باد در منتهی الیه بخش جنوبی دریای خزر در کرانه های ایران، علی رغم اندک تضعیف سرعت باد، دارای مقادیر قابل ملاحظه ای است . امواج با ارتفاع 3 متر هر ساله در آبهای نزدیک ساحل ایران می­تواند ایجاد شود.
نوسان تراز آب دریای خزر
الف – نوسان تراز آب در زمان زمین شناسی

دریای خزر تا نئوژن در مجموعه اقیانوس پاراتیتس قرار می­گرفت که اکنون دریای مدیترانه، دریای سیاه ، دریای آزوف و دریای خزر از باقیمانده های آن است . همزمان با بالا آمدن کوههای قفقاز در الیگوسن، ابتدا حوضه دریای سیاه و سپس خزر جنوبی فرایند فرونشینی را تحمل کردند. جنبش کوهزایی آلپی در نئوژن سبب جدا شدن دریای سیاه _ دریای خزر از آبهای اقیانوسی شد. قلمرو گسترده دریا _دریاچه سارماتین در واقع همه حوضه خزر، حوضه سیاه و بخشهایی از قفقاز و سرزمین های پست پیرامونی در بر می­گرفت . در این زمان قفقاز همچون جزیره ای در میان دریا قرار داشت. در انتهای سارماتین به همراه حرکات شدید در امتداد ستاوروپل _ دزیولا ، فروافتادگیهای ترک ، کوبان ، ریون و کورا از هم جدا شدند، سپس فروافتادگی مانیچ به شکل تقریبی کنونی ظاهر شد. در زمان مئوتین پس از ارتباط کوتاه مدت حوضه پونتو _ کاسپین با اقیانوسها، بار دیگر بصورت حوضه آبی داخلی در می­آید. پونیتن در پلیوسن آغازی آخرین زمانی است که حوضه پونتو _ کاسپین بعنوان حوضه آبی واحدی شناخته می شوند. البته پس از جدا شدن از دریای سیاه، حوضه گسترده خزر محدود شد و در پلیوسن میانی ( در زمان بالاخان ) حجم زیادی از رسوبات در آن نهشته شد که بعنوان لایه های مولد نفت شناخته می شوند. از این پس تراز آب خزر چرخه های متعدد پیشروی و پسروی را پشت سر گذاشت.

چرخة آغچه گیل : بنظر می رسد که تراز آب دریا در آن زمان اندکی از تراز آب در آخرین پیشروی بزرگ خزر در خوالین آغازی بیشتر بوده است . حوضه آغچه گیل با پسروی بزرگ خاتمه یافت.

چرخة آبشوران: تراز آب خزر و به تبع آن مساحت خزر در این زمان کمتر از زمان پیشروی آغچه گیل بود. با توجه به توزیع رسوبات آبشوران درپیرامون خزر می توان گفت که تراز آب در آن زمان 50+ متر بوده است. پایان آبشوران همزمان با عقب نشینی بزرگ است که رسوبات ساحل قدیمی آن اکنون در ژرفای 150 متری دریا قرار دارد.

چرخة باکو: بر اساس مطالعات ترمولومینسانس، سن مطلق رسوبات باکو از 400 هزار سال (48 + هزار سال) تا 480 هزار سال (53+ هزار سال) تغییر می کند. شواهد زیادی از رسوبات ساحل باکو باقی نمانده، چرا که پیشرویهای خزر و خوالین سبب فرسایش آنها شده است.

چرخه خزر: در مرز بین باکو و خزر، دریا پیشروی داشته است. بر اساس مطالعه رسوبات ساحل قدیمی خزر می­توان گفت که تراز آب دریا در آن زمان 20 _ 15 متر بوده است. با سن سنجی رسوبات خزر، سن رسوبات خزر آغازی 300_250 هزار سال بدست آمده است، سن رسوبات خزر پایانی به روشهای مختلف بسیار متفاوت است و از 204 هزار سال تا 25 هزار سال تغییر می­کند.

چرخة خوالین: بزرگترین پیشروی خزر در کواترنری در زمان خوالین روی داد. تراز آب در خوالین به 48_47 متر رسید.

در مجموع بررسی نوسان تراز آب خزر در زمان زمین شناسی نشان می دهد که تراز آب تاکنون روند کاهنده داشته است.

ب – نوسان تراز آب دریای خزر در دوره های تاریخی

دامنه تغییرات آن بین 22- تا 30 – متر بود. اما در آغاز شکل گیری تمدنهای انسانی (حدود 10 هزار سال پیش) تراز آب حدود 50- متر بود و پس از آن تراز آب بالا آمد و تا 14- متر نیز رسید.

ج – نوسان تراز آب در دوره اندازه گیری های دستگاهی

یکی از مسائل اساسی در مورد اندازه گیری تراز آب، جابجایی عمودی زمینی که تراز سنج بر روی آن نصب شده، می­باشد.

یکی دیگر از مسایل تراز آب دریا مربوط به توپوگرافی سطح دریای خزر است. بر اساس برخی مطالعات سطح دریای خزر دارای شیب به موازات نصف النهار است. از این رو برای آنکه تراز محاسبه شده نمایانگر حوضه خزر باشد باید از اطلاعات همه سواحل آن استفاده شود. تراز بر اساس صفر دریای بالتیک سنجیده می­شود. روند نوسان تراز آب در طی اندازه گیری دستگاهی نشان می دهد که تراز آب از 29- متر تا 68/26- متر تغییر کرده است.

د – پیش بینی بلند مدت نوسان تراز آب دریای خزر

تغییر تراز آب دریای خزر تحت عوامل طبیعی و تکنوژنیک دارای تقریباً یک مقدار در فاصلة زمانی ده ساله است. از اینرو برای پیش بینی بلند مدت تراز آب دریای خزر باید مؤلفه های زیر از هم تفکیک شوند.

1) تاثیر شرایط کلیماتولوژیک طبیعی حوضه بر نوسان مؤلفه های بیلان آب

2) تاثیر تغییرات تکنوژنیک اقلیم ( همانند اثر گلخانه ای ) بر بیلان آب دریا

3) اثر مستقیم فعالیتهای تکنوژنیک بر بیلان آب، همانند برداشت آب در حوضه آبریز، تبخیر از سطح دریاچه سدها، باز یا بسته کردن قره بغاز و غیره.

از آنجائیکه اکنون اثر مستقیم فرایندهای تکنوژنیک بر تراز آب در حال پایدار شدن است، پیش بینی اثر عوامل طبیعی بر تراز آب در آینده نزدیک (2020_2005) برتری دارد.

در سالهای اخیر روش های مختلفی برای پیش بینی تراز آب ارائه شده است که می توان آنها را در سه گروه تقسیم بندی کرد :

الف) پیش بینی های مبتنی بر مدلهای فیزیکی _ ریاضی فرایند نوسان تراز آب دریا

ب ) پیش بینی های مبتنی بر استفاده از همبستگی بین تراز آب حوضه و برخی پارامترهای ژئوفیزیکی و متئورولژیکی

ج) روشهای مبتنی بر تفکیک “چرخه های ناپیدا ”

در نیمه دوم سده بیستم پیش بینی های مختلفی درباره نوسان تراز آب دریای خزر صورت گرفت. تا اواخر دهة هفتاد میلادی پیش بینی ها حاکی از ادامه روند کاهش تراز آب بود و به همین خاطر طرح هایی برای اتصال حوضه خزر به دیگر حوضه های مجاور مطرح بود، ولی با افزایش تراز آب پیش بینی ها تحقق نیافت از اینرو بنظر می رسد گرچه عوامل تراز آب خزر شناخته شده است، اما پیش بینی اینکه این عوامل در آینده چگونه بیلان آب و به تبع آن تراز آب را تغییر خواهند داد با دانش کنونی امکان پذیر نیست.

منبع :

کتاب مقدمه­ای بر ویژگی های دریای خزر، دریای خزر را بیشتر بشناسیم تا در آن غرق نشویم، تألیف حمید علیزاده.
*******************************************************************************************

فعاليتهاي اكتشافي در درياي خزر

حوضه دریای خزر از نظر ذخایر نفت و گاز به سه حوضه خزر شمالی، خزر میانی و خزر جنوبی تفکیک می­شود. لایه های نفت خیز در حوضه هیدروکربنی خزر شمالی به دو قسمت لایه های زیر سری نمکی ( شامل رسوبات دوران اول) و لایه های روی سری نمکی تقسیم می­شوند. این رسوبات شامل سنگهای تخریبی و کربناته هستند. بیشتر ذخایر هیدروکربنی خزر شمالی مرتبط با لایه های کربناته کربنیفر از دوران اول است که حوضه گازی آستراخان، تنگیز و تاجیک علی از نمونه های بارز آن می­باشد. لایه های رسوبی روی سری نمکی در این حوضه فاقد منابع عمده نفت و گاز هستند و عمدتاً در دوران دوم تشکیل شده­اند. حوضه هیدروکربنی خزر میانی شامل نواحی چندگانه­ای است که بیشتر آنها ادامه حوضه های نفتی واقع در خشکی هستند. عمده منابع شناخته شده هیدروکربنی دریای خزر در بخش جنوبی آن واقع شده­است. این حوضه را می­توان به پنج ناحیه بزرگ آبشوران، بالخان­_­آبشوران، آبشوران­_­انزلی، باختر ترکمنستان و ناحیه عمیق خزر تقسیم نمود. لایه های هیدروکربنی در خزر میانی و شمالی در طیف گسترده رسوبی از دوران اول تا دوران سوم قرار می­گیرند، اما ذخایر هیدروکربنی خزر جنوبی عمدتاً مربوط به پلیوسن میانی است که مربوط به یک دوره 10 میلیون ساله می­باشد. در این زمان تشکیل نفت همراه با نرخ رسوبگذاری بالا و فعالیت تکتونیکی شدید بوده، که امکان حفظ مواد آلی و تغییر شکل آنها به نفت و گاز را فراهم آورده است. یکی از ویژگی های مهم مخازن هیدروکربنی حوضه جنوبی خزر تغییرات ناحیه­ای فاز هیدروکربنی آن است. برحسب نوع فعالیت تکتونیکی (فرونشینی یا بالا آمدگی ) سریهای رسوبی کواترنری، می­توان مخازن نفت و گاز را تفکیک کرد. البته بر همین اساس ستبرای رسوبات کواترنری نیز می­تواند تعیین کننده باشد. در مناطقی، ستبرای رسوبات کواترنری زیاد است که طبیعتاً فرونشینی زیادی داشته باشد. در این مناطق مخازن گاز و میعانات گازی تشکیل شده­است و در مناطق با بالاآمدگی نسبی در کواترنری ذخایر نفتی تشکیل گردیده­اند[3].
اما، اطلاع از وجود نفت و گاز طبیعی در منطقه خزر به زمان های باستان می­رسد. از 600 سال قبل از میلاد مسیح تا قرن دوازدهم، زرتشتی ها به باکو واقع در شبه جزیره آپشرون سفرمی­کردند تا در معبد سوراخانی_معبدی که «آتش جاودان» آن از سوخت گاز طبیعی تأمین می­شد_ به عبادت بپردازند. شواهدی در دست است که نشان می­دهد حتی در قرن دهم میلادی نیز نفت یک کالالی تجاری بوده و در طی قرن سیزدهم به مقدار زیاد از باکو به مناطق دیگر صادر می­شده است. مارکو پولو سیاح ونیزی قرن 13 میلادی در توصیف خود از ارمنستان بزرگ به چشمه بزرگی اشاره می­کند که چنان نفتی از آن خارج می­شده که حمل آن به تعداد زیادی شتر نیاز داشته است[1].

استخراج صنعتی نفت از حوضه خزر از قرن نوزدهم آغاز شد، به طوریکه بخش عمده نفت استخراجی دنیا را شامل می­شد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی هر یک از کشورها به طور مستقل اقدام به بهره برداری از منابع خود کردند و در پی آن تخمین های مختلفی از ذخایر نفت خزر ارائه شد[3]. عده­ای بر این عقیده­اند که استحصال منابع نفتی در دریای خزر به صورت علمی از سال 1923 در خلیج باکو بوقوع پیوسته است. برخلاف این ادعا عده­ای بهره برداری علمی و صنعتی از میدان نفتی ” نفتیانه کانی ” در سواحل باکو در سال 1949 میلادی را شروع این نوع بهره برداری می­دانند[2].

در اوایل قرن بیستم محدوده عملیات اکتشافی در شمال و شرق دریا در منطقه گروزنی و داغستان روسیه بود که پس از جنگ جهانی اول و با گسترش فعالیت های اکتشافی چند میدان نفتی بزرگ در داغستان روسیه کشف گردید.

دراوایل دهه 1960 میلادی فعالیتهای اکتشافی در غرب سیبری قوت گرفت و اکتشاف نفت و گاز در بخش های دیگر این سرزمین بین سالهای 80_1970، زمانی که قیمت جهانی نفت رو به افزایش نهاد، آغاز گردید. اغلب اکتشافات گاز طبیعی روسیه در دهه های 1970 و 1980 انجام شد. اما فعالیتهای اکتشافی که در اوایل دهه 1990 به وقوع پیوست ارزش چندانی نداشت. در سال 1997 زمین شناسان روسی تحت نظر وزارت منابع گاز روسیه فعالیتهای اکتشافی مهمی را آغاز نمودند که مدت 8 سال با توقف مواجه شد. در ماه مارس سال 2000 شرکت لویک اویل اکتشافات دریایی عمده­ای را در بخش روسی دریای خزر انجام داد که منجر به شناسایی300 میلیون تن میعانات هیدروکربنی قابل استحصال شد که60% آنرا نفت تشکیل می­داد. به این ترتیب بعد از تکمیل اولین چاه در میدان خاوالنیسکی آستاراخان، حفر چاه دوم آغاز گردید. در ژولای سال 2000 شرکت نفت روسیه یک گروه شامل شرکت LUKOIL، YUKOS، GAZPROM را جهت کشف نفت در بخش های روسی دریای خزر و در نزدیکی میدان کاشاگان قزاقستان تشکیل داد. شرکت LUKOIL نیز مذاکراتی را جهت پیوستن به شرکای استراتژیک خویش ARCO وAGIP برای توسعه میدان Yalama در بخش های جنوبی دریای خزر آغاز کرد. همچنین چهار بلوک در بخشهای دریایی جمهوری داغستان مشخص گردید و فعالیتهای اکتشافی در بخش غربی جزیره ساخالین از ژوئن 2000 آغاز گردید[7]. جمهوری فدراتیو روسیه یکی از بزرگترین تولید کنندگان و مصرف کنندگان منابع نفتی جهان است که عمده سیاست خود را به انتقال منابع نفتی معطوف کرده و ترجیح می­دهد کشورهای دور از حوزه خزر حضور کمتری در منطقه داشته باشند. قسمت اعظم ذخایر اثبات شده نفت آن در سیبری غربی، بین کوه های اورال و فلات سیبری، قرار گرفته است. دولت مذکور از بستر دریای خزر و اطراف جمهوری خودمختار داغستان نفت استخراج می­کند که عمده ترین فعالیت نفتی روسیه در حوضه دریای خزر محسوب می­شود.

اما دامنه اکتشاف نفت و گاز در کشور آذربایجان دارای گستردگی بیشتری بوده­است، به طوری که این کشور را می­توان به عنوان مهم ترین کشور حوزه دریای خزر از لحاظ استحصال مواد نفتی ذکر کرد. از نظر سابقه تاریخی استخراج مواد هیدروکربنی، کشور آذربایجان سرآمد تمام کشورهای ساحلی ذینفع دریای خزر است که توانسته با همکاری کشورهای غربی نظر بازارهای بین المللی انرژی را به خود جلب کند[2].

اولین چاه نفت این کشور در سال 1848 حفر گردید. در اواخر دهه 1890 میلادی شرکت های بزرگ آذربایجان اقدام به استخدام زمین شناسانی جهت شناسایی و تشریح نقشه های ساختارهای زمین شناسی این کشور نمودند. در این خصوص زمین شناس و متخصص نفت دیمتری‌‌گلوبای‌آتنیکوف بررسی های منظمی را در آبشوران (آپشرون) و رسوبات میدان سوراخانی آغاز نمود. در سال 1901میلادی، میدان نفتی Pirallahy کشف شد و مورد بهره برداری قرار گرفت. دانشمندانی نظیر ایوان گوبکین، گلوبای آتنیکوف و آسکین برای اولین بار در سال 1916 سری رسوبات آذربایجان را مورد بررسی قرار دادند. در اوایل قرن بیستم نوآوری و ابداعات منجر به بهبود تکنیک های حفاری قدیمی گردید. حفاری اکثر چاه­ها با استفاده از روش حفاری ضربه­ای روزآمدسازی شد تا به این ترتیب محدودیت بهره برداری از اعماق کم رفع گردد. مهندسان ماهری نظیر روست آمبیوف (rustambeyov) در بهبود و پیشرفت طراحی چاه ها همکاری داشتند. در اوایل سال 1913 تغییرات مستمری در صنعت نفت آذربایجان رخ داد که عبارتند از:

– استفاده از حفاری دورانی به جای حفاری ضربه­ای.

– استفاده از لوله های جداری حین حفاری.

– جایگزینی دکل فلزی به جای دکل چوبی.

– به اجرا درآمدن تولید نفت به روش مصنوعی با استفاده از فرآیند فرازآوری با گاز در میدان Ramani در سال 1915.

– معرفی روش کمپرس سازی نفت و گاز در حین انتقال که در سال 1911 معرفی شده­بود[5].

در سال 1924؛ برای اولین بار دستگاه توربو حفاری اختراع شده توسط مَتوِی کپِلایوشنیکوف موفق به حفر یک حلقه چاه در عمق 600 متری در سوراخانی نزدیک باکو گردید. در سال 1958 توسعه بسیاری از میدانهای بزرگ نفت و گازدر Zira آغاز شد و برای اولین بار در سال 1977 سکوی نفتی ثابت در آبهای عمیق با عمق آب 84 متر راه­اندازی گردید. در سال 1981 نیز سکوی نیمه شناور جهت حفاری در عمق آب 200 متری برای اولین بار در جهان شروع به حفاری نمود. پس از آن نیز فعالیتهای اکتشافی در دریا رو به گسترش نهاد و بسیاری از میادین آذربایجان به بهره­برداری رسید، به طوریکه تا سال 2002، 21 قرارداد تولید از حوضه های هیدروکربنی منعقد گردید[10].

فعالیتهای اکتشافی کشور قزاقستان به سال 1911 میلادی بر­می­گردد. این فعالیتها منجر به اولین اکتشافات اقتصادی در جنوب رودخانه اِمبا(Emba) گردید. تا سال 1970 بیش از یکصد میدان در لایه های روی سری نمکی و در مخازن ماسه­ای دوران ژوراسیک و کریتاسئوس کشف شد که مهمترین این میدانها در نواحی جنوبی و شمالی رودخانه اِمبا(Emba) واقع شده­است. به دنبال فعالیتهای اکتشافی در سال 1967 مرحله جدیدی از اکتشافات در اوایل دهه 1970 در ریف های زیر دوره پرمین و در حواشی حوضه شمالی اتفاق افتاد. اغلب فعالیتهای اکتشافی انجام شده در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 موفقیت آمیز بودند. همچنین لرزه نگاری های عمده­ای در مناطق دریایی انجام شد و یک حلقه چاه در سال 2000 در کاشاگان حفر گردید[6]. هم اکنون قسمت اعظم تولید قزاقستان از حوضه های تنگیز (Tengiz)، قره چغانک (Karachaganak) و کاشاگان (Kashagan) می­باشد. حوضه تنگیز در اراضی تالابی واقع در سواحل شمالی شرقی دریای خزر واقع شده است. حوضه نفت و گاز قره چغانک در شمال سرزمین قزاقستان نزدیک مرز روسیه و حوضه کاشاگان در ساحل شمالی دریای خزر نزدیک شهر اتیرا (Atyrau) واقع شده است.

کشور ترکمنستان نیز دارای منابع هیدروکربنی است که بیشتر آن را منابع گاز طبیعی تشکیل می­دهد. ذخایر نفت این کشور بیشتر در حوضه های قطور تپه(Katurtepe)، نبیت داغ (Nabitdag) ، چلکن(Cheleken) و در نزدیکی دریای خزر قرار دارد[2]. اولین اکتشاف نفت در بخش غربی آن و در ناحیه چلکن، در سال 1876 به وقوع پیوست و تا بعد از جنگ جهانی دوم فعالیت اکتشافی جدیدی در این کشور صورت نگرفت[6]. اما بعد از جنگ جهانی دوم فعالیتهای اکتشافی در حوضه قطور تپه گسترش یافت و از اواسط دهه 1960 به بعد این روند در میدانهایBarsa Gelmes، Burun وKorpedje به طور پیوسته ادامه یافت[8]. بعد از استقلال ترکمنستان بین سالهای 2000_1995 میلادی، دولت این کشور فعالیتهای ژئوفیزیکی و لرزه­نگاری را در بخشهای متعلق به آن در دریای خزر آغاز نمود. با جمع آوری این اطلاعات و بررسی آنها توسط کارشناسان غربی میزان ذخایر اثبات شده و محتمل نفت و گاز این بخش ها تخمین زده شد. بر اساس این اطلاعات حدود نیمی از ذخایر نفت و 25% ذخایر گاز طبیعی ترکمنستان در بخشهای متعلق به این کشور در دریای خزر قرار گرفته­است[9].

در سواحل ایرانی دریای خزر نیز وجود بعضی تراوشات نفتی و گِلفشانها در ساحل شرقی منطقه گرگان و گنبد کاووس از وجود منابع هیدروکربنی احتمالی در منطقه خبر می­داد. مهمترین و اولین فعالیت های اکتشافی در سواحل ایرانی دریای خزر در نواحی، علمده- نکا، خشت سر محمود آباد و جنوب قائم شهر انجام شد و پس از آن در سال های 1951- 1978 پس از تشکیل شرکت ملی نفت ایران، در سال 1957 اولین چاه اکتشافی توسط شرکت ملی نفت در نزدیک محمود آباد حفر شد و تا سال 1970، تعداد 16 حلقه چاه در مجاورت گِلفشانها حفر گردید که از تمامی حفاری های انجام شده تنها گاز طبیعی بدست آمد و بررسی های فنی نشان داد که ادامه عملیات غیراقتصادی خواهد بود. در سال 1998 شرکت ملی نفت ایران طی مناقصه ای مطالعه و لرزه نگاری 31000 کیلومتر از جنوب دریای خزر را به کنسرسیومی متشکل از سه شرکت شل، لاسمو و وبا واگذار نمود.

با تأسیس شرکت نفت خزر در دی ماه سال 1376 شمسی قرارداد اکتشاف، توسعه و بهره برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و سه استان ساحلی گرگان، گیلان و مازندران به این شرکت واگذار گردید[4].

منابع :

[1] : کتاب منابع نفت و گاز مؤسسه مطالعات دریای خزر، دبیر مجموعه؛ سهراب شهابی

[2] : حفظ محیط زیست دریای خزر، راهکارهای دیپلماتیک، بهرام مستقیمی

[3] : مقدمه­ای بر ویژگی های دریای خزر، دریای خزر را بهتر بشناسیم تا در آن غرق نشویم، تألیف حمید علیزاده

[4] : شرکت نفت خزر، مؤسسه مطالعات انرژی

[5] : http://en.wikipedia.org

[6] : U.S.geological Survey

[7] : APS Review Gas Market Trends

Exploration Potential and Plays in Turkmenistan؛Dr. Everett Rutherford, Jr. Çalık Enerji Oil and Gas[8] : The Oil and Gas Turkmenistan conference, Khushgeldy Babayev [9] :

[10] : Azerbaijan’s oil history by Mir Yusif Mir- Babayev

کلمات جستجو شده:

  • شرکت نفت خزر
  • نفت خزر
  • استخدام شرکت نفت نکا
  • شرکت نفت بهشهر
  • شرکت نفت نکا
  • استخدام شرکت نفت درکشورآذربایجان باکو
  • استخدام در نيروگاه نكا
  • شرکت نفت خرر بهشهر
  • شرکت نفت خزر بهشهر
  • شرکت حفاری نفت خزر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>